Machine transcription
(٥٦٥)
جهان داند که من شاه جهانم
چراغ دودۀ عباسیانم
علاء الدين حسن ابن حسینم که باقی باد ملك جاودانم
چوبر گندگون دولت برنشینم یکی باشد زمین و آسمانم
همه عالم بگیرم چون سکندر بهر شهری شهی دیگر نشانم
بران بودم که با او باش غزنین چورود نیل جوی خون برانم
وليكن گفتهء پیرانند وطقلان شفاعت می کنند بخت جوانم
ببخشیدم بدیشان جان ایشان
که بادا جان شان پیوندجانم (١)
چون این اشعار را خواندند بقول عروضی کتاب شاهنامه را باز کرد و چون این
بیت فردوسی را که در ستایش محمود گفته بود خواند برغزنه رحم کرد .
چو كودك لب از شیر ما در بشست بگهواره محمود گوید نخست
وبقول منهاج سراج خودش گفت بقیه اهل غزنی را بخشیدم از مجلس
برخاست و بحمام رفت و مرده برادران خود را بغور برد و سادات غزنی را با نتقام
خون سید مجد الدین موسوی بفیروز کوه برد و در گردن هر کدام جوالی از
خاك غزنی آویخته بود و در فیروز کوه آنها را کشت و بخون آنها خاك غزنى
را گل نمود و در عمارات خود بکار برد و در راه قصور وعمارات محمودی را
از تگین آباد تا بست که بقول منهاج سراج در آفاق مثل آن نبود خراب کرد .
اینکه میگویند کتبخانه غزنی را آتش زد بهتان است زیر ادر تفسیر کبیر
خویش امام رازی می نگارد که آن کتب را علاء الدین در کتبخانه فیروز
کوه برده بود و امام فخر الدین رازی از ان استفاده کرده است
بهر حال غزنه سوخت و آن شهر زیبا طعمه حریق گردید و دیگر بحال خویش نیامد
(١) كلمه عباسیان منسوب است به عباس غوری جدعلاء الدين .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
