Machine transcription
(٥٥٤)
فصل دوازدهم
ارسلان شاه
ارسلان شاه به اتفاق مورخین بعد از وفات مسعود پدرش به تخت سلطنت
جلوس نمود تنها حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می نویسد که بعد از فوت
مسعود اول شیرزاد پسرش پادشاه شد و او را بعد از يك سال پادشاهی ارسلان
شاه کشته خودش پادشاهی اختیار کرد .
ارسلان شاه بجای اینکه در راه استقرار سلطنت خود مساعدتی نماید زیاده تر
موجب انقراض و بربادی خانواده خود گردید .
با مهد عراق خواهر سنجر بدیده استخفاف نگریست، آل سلجوق را بر خود
دلیر و جری گردانید . سلسله انتظامی را که مسعود و ابراهیم سراً زغو بدست
آورده بودند در هم گسست ، برادران خود را زندانی کرد بعضی از ایشان
را کشت و برخی را کور نمود مگر بهرام شاه که گریخته به سنجر سلجوقی
مامای خود پناه برد سنجر در آن وقت از طرف برادر خود به حکومت قسمتی از خراسان
مامور بودوی بهرامشاه را حمایت کرده به ارسلان شاه نوشت تا به تسلی خاطر
بهرام شاه بپردازد ولی ارسلان شاه قبول نکرد عاقبت سلطان سنجر به
مدد بهرام شاه برخاسته فرمان داد تا يك دسته عساکر او به غزنی حمله برد
و تاج و تخت را به بهرام شاه مسترد نماید سنجر با لشکر گران به سالاری
ابوالفضل نصر بن خلف حاکم سجستان حمله آورد و ارسلان شاه در حوالی بست
شکست فاحش نموده به غزنه بازگشت در ین حال ارسلان شاه بهراس اندر شد
و خواهر سنجر را شفیع گردانید و دوصد هزار دینار نیز به سنجر فرستاد اما
بهرام شاه بصلح تن در نداد و چندان کوشش نمود که سنجر عزم غزنه نمود
و بدو فرسنگی شهر رسید ارسلان شاه با سی هزار سپاه و صد و شصت پیل در مقابل سپاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
