Machine transcription
(٥٥٣)
در عهد این پادشاه طغاتگین حاجب که سالار هندوستان بود از آب گنگ عبور
نمود و تا جاهای دور دست رفت و قلعهها بگشاد خواهر سنجر را که مهد عراق
میگفتند گرفت و بدین وسیله مناسبات دربار غزنه و ترکمنان فیالجمله بهتر
گردید و این خویشاوندی چنانکه بعد از این بیاید در خاندان محمودی
دخالت عظیم داشت این شهزاده در غزنین در سال ٤٥٣ متولد گردید و در
٥٠٨، ٥٠٩ رخت از جهان بست وی را مورخین مسعود ثالث نیز می نامند.
سال مرگ او موافق است بسال ١١١٤ میلادی منهان سراج لقب او را
علاءالدین مسعود الکریم مستوفی عمادالدوله فخر مدبر علاءالدوله و صاحب
روضة الصفا جلالالدوله و فرشته علاءالدوله ضبط کرده اند.
فخر مدبر داستانهای نفیس از او دارد چنانکه گوید: آوردهاند که در سال
٥٠٣ سلطان کریم علاءالدوله مسعود به طرف بست حرکت فرمود دری
نفیس قیمتی بیمثل از منقار باز چترش بیفتاد خواص درهم شدند بجستن آن
مشغول گشتند سلطان کریم گفت بگذرید و بگذارید که درویشی بیابد
و اعقاب و اخلاف او از ان بیاسایند و دعای ان درویش یادگار ماند و بعد
وفات ما باز گویند همچنین فخر مدبر گوید در سال ٥٠٤ در غزنه قحطی
پدید آمد و ملخ بر مزارع مستولی شد بسلطان عرض کردند سلطان کریم
بر پشت عریضه نوشت هر زهری را پازهر یست و هرد ردی را درمانی فرمودیم
غلههای ما را بیرون افگنند و بدههفت بفروشند تا مردم آسوده گردند. این
سلطان با قلاچوری میجنگید.
تربت وی:- مرحوم شیخ رضا در رساله نفیس خود ریاضالالواح از زبان مردم
معتقد است نزدیک منارهها طرف شرق شهر غزنی واقع است مناری که
دورتر از شهر غزنه میباشد در عهد این پادشاه تعمیر گردیده و القاب وی دران
علاءالدوله والدین ابی سعد مسعود نوشته شده است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
