Machine transcription
(٥٣١)
زودتر رفتم به شهر اورا یافتم کار براه میساخت مرا گرم بپرسید و چند تن
از آن من رسیده بودند همه پیاده و چیزی بخریدند و باوی بخوردم و به لشکرگاه
آمدیم و در همه لشکر گاه سه خربنده دیدم یکی سلطان را و دیگر امیر مودود
را وسه دیگر احمد عبدالصمد را و دیگران سایه بانها داشتند از کرباس و ماخود
اشتابان بودیم نماز دیگر برداشتیم تقی هفتاد و راه غور گرفتیم و امیر نیز
بر اثر ما نیم شب برداشت بامداد راهتزلی رفته بودیم بوالحسن دلشاد را آنجا
یافتیم سوار شده و من نیز اسپی بدست آوردم و به تسه بخریدم وب یاران
بهم افتادیم و مسعود لیث مرا گفت که سلطان از تو چند بار پرسید که
بوالفضل چون افتاده باشد و اندوه تو میخورد و نماز دیگر من پیش رفتم با موزه
تنگ ساق و قبای کهن و زمین بوسه دادم بخندید و گفت چون افتادی
و یا کیزه ساختی داری گفتم بدولت خداوند جان بیرون آوردم و از داده
خداوند دیگر هست و از آنجا برداشتیم و بغور آمدیم و برمنزلی فرو آمدیم
گروهی دیگر میرسیدند و اخبار تازه ترمی آوردند انجا آشنایی را دیدم
ازی مردی جلدهر چیزی میپرسیدم گفت آنروز که سلطان برفت و خصمان
چنان چیره شدند و دست بغارت بردند ابوالحسن کرجی را دیدم در زیر
درختی افتاده مجروح مینالید نزديك وی شدم مرا بشناخت و بگریست گفتم
این چه حال است گفت تر کمانان رسیدند و سازوستور دیدند ما سگ بر زدند
که فرود آی آغاز فرود آمدن کردم و دیرتر از اسپ جدا شدم بسبب پیری
مپنداشتند که سخت سری میکنم نیزه زدند بر پشت و بر شکم بیرون آوردند
واسپ بستدند و به حیلت در زیر این درخت آمدم و بمرگ نزدیكم حالم اینست
تامر که برسد از آشنایان و دوستانم بازگوی و آب خواست سقا ر حیات
کردم تا لختی آب در کوزه نزديك وی بردم بنوشید از هوش بشدو باقی آب
نزديك وی بگذاشتم و برفتم تا حالش چون شده باشد چندان دا د بونم شب را گذشته باشد
و میان دو نماز علامت های دیدم که در رسید گفتند طغرل و بغدو داود است و بسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
