Machine transcription
(٤٩٩)
خداوند الحاح می کنند بی ادبی باشد سخن نا سفتن، دل بنده بر ز خیر است
کاش می مردم و این روز را نمیدیدم . سلطان گفت بی حشمت حرف میزن -
گفتم دست از شادی و طرب باید کشید و لشکر را پیش خویش عرضه کن -
و دل لشکر را دریاب و سخنان خواجه بزرگ را با ید شنید . و دل مردان را
نگهدار - که مال های بزرگ را امیر ماضی بمردان مرد فراهم آورده است
اگر مردان را نگه نداری مردان دیگر آیند و مال ها ببرند و بیم هر خطر
موجود شود - اگر چه میدانم سخنان من با میر تلخ می آید بند گان صادق
به هیچ حال سخن حق باز نگیرند . گردیزی این جنگ را به ترتیب دیگر
می نگارد و میگوید :
چون مسعود به نیشا پور رسید متطلمان پیش آمدند و از تر کمانان بنالیدند
وامیر شهید (مسعود) بنشست و سالاران اندر معنی تر کمانان تدبیر کردند
و گفت بی ادبی ایشان بسیار گشت هر کس رائی زدند بیگتغدی حاجب گفت
که این تباهی از سالاران بسیار است اگر یک تن بدین شغل فرستی این کار
درست انجام می شود امیر شهید بیگتغدی و حسین بن علی میکال را بدین کار
معین کرد . و لشکر بسیار از هر طایفه با ایشان فرستاد و فیلان جنگی
همراه کرد این لشکر بطوس آمد ترکمانان نماینده خود را فرستادند
و اظهار انقیاد نمودند اما بیگتغدی جواب های در شت داد و گفت میان
ما و شما شمشیر است و پس ولشکر تعبیه کرد میمنه را به فتگین خزانه دار
ومیسره را به پیرحاجب داد و خود در قلب جا گرفت و جامع عربی را
با قبیله اش بطلیعه فرستا د بر مقدمه تر کمانان فیروزی یافت و بسیاری از
ایشان کشته شدند و به هز یمت رفتند و لشکر بان بیگتغدی آن ها را تعقیب
میکردند و بنه شان را غارت نمودند و احوال آن ها را به لشکر گاه آوردند
این لشکر گاه جای نامساعد و تنگ بود سپاهیان نیز مشغول جمع آوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
