Machine transcription
(٤٩٧)
مردم را اسیر کردند و فراوان غنیمت یافتند چون این خبر باردوی سلطان رسید فراشان بمحتشمان و بزرگان در گاه بشارت بردند و انعام ها گرفتند و آن شب تا صبح مردم به نشاط و شادی مشغول گردیدند سلطان نیز این فتح را مقدمۀ زوال تر کمانان دانسته تا سحر بشادی و خوشی بسر برد ـ اما همینکه سپیده دمید نشاط های شبینه جای خود را باندوه و سوگواری سپرد .
زیرا خبر رسید که لشکری با آن حشمت و آلت و عدت بدست ترکمانان تباه شد و سالار بزرگ بیگتغدی هزیمت یافت و حسین میکال اسیر گردید.
بمجرد رسیدن این خبر دبیر نوبتی به رئیس دیوان رسالت اطلاع داد. وی سراسیمه ببار گاه آمد گفتند سلطان تا سحر بیدار بود و بامداد خفته و تا چاشتگاه بیدار نشود .
لاجرم رئیس دیوان رسالت خواجه بزر گ را اطلاع داد او همه سران آمدند، بدروازه باغ نشستند و اندوه این واقعه را می خوردند تا چاشتگاه فرا رسید و بسلطان اطلاع دادند و متصل نامۀ مفصل از میدان جنگ رسید . و سواران آمدند چون سلطان علت شکست را از آنها پرسید گفتند اگر امیران بی تجربت فرمان بیگتغدی را می شنیدند این خلل واقع نمیشد در اول که از آنجا رفتند حزم و احتیاط بجای داشتند و انتظام لشکر درست بود، قلب و میسره و مایه دار و مقدمه و ساقه هر کدام بجای خود استوار بودند ناگهان چند خرگاه از دور پدید آمد و چارپائی و شبانی چند. سالار گفت هشیار باشید و تعبیه نگاهدارید که دشمن در پرۀ بیابان می باشد و کمین گیر فتنه است صبر کنید که طلیعه ( سواران کشاف ) بروند و احوال را معلوم کنند امـا هـیـچ کـس بـرفـرمـان او گوش نداد، در آن خر گـهـا در افتـادنـد و بـغـارت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
