Machine transcription
(٤٩٦)
بفریبند و بدینوسیله فرصتی برای تدارکات بزرگتر بدست آرند لهذا نمایندهٔ
بدربار سلطان فرستادند و بهمان عادت سابق مکتوبی به خواجه بزرگ
تقدیم نمودند ووی را نزد سلطان شفیع گردانیدند تا عذر شان اجابت شود.
سلطان یکی از علمای دربار را نزد آن ها فرستاده و مکتوب استمالت
آمیز بجواب شان نوشت و نساء و ضراوه و دهستان را برای سکونت آن ها
واگذاشت و ضمناً به فرستاده داناند که افکار آن ها را معلوم کند.
نمایندهٔ سلطان تا نساء رفت و فرمان سلطان را رسانید چون باز آمد به سلطان
عرض کرد که اینها به هیچ صورت آرام نمی شوند: بهتر این است که
سلطان در نیشاپور باشد تا کار ها یکطرفه شود ورنه زیان بزرگ به
مملکت میرسد.
اما سلطان بحرف وی گوش نداد و از نیشاپور بهرات آمد و گفت به قول
ترکمانان اعتماد دارم.
چون این جنگ در سلطنت غزنویان طلیعهٔ ادبار و بدبختی شمرده میشود و آن
همه جلال و شکوه و حشمت این دودمان بر این مقدمه از پا نشسته است ابوالفضل
بیهقی در این باره با شباع سخن رانده و این داستان می نمایاند که نفاق
و خود رائی سران لشکر چگونه بنیاد سلطنتی را که جهان از آن می لرزید
واژونه نموده است:
بهتر است اصل داستانرا از زبان خود بیهقی بشنویم وی میگوید: چون این
لشکر بسالاری بیگتغدی بمقابل ترکمانان عازم گردیدند نماز دیگر روز
سه شنبه ٢١ شعبان واقعه نگار لشکر مکتوبی فرستاد که طلیعهٔ لشکر سلطان
همین که بدشمن رسید بدون آنکه قلب یا میمنه و میسره دخالت کنند دشمن
شکست یافت و سپاهیان سلطان تخمیناً هشتصد نفر از آن ها را کشتند و بسیار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
