Machine transcription
(٤٨٦)
درمیانه خبر رسید که پسر بغمر تر کمان و پسران دیگر مقدمان آنها چنانکه
قبلا ذکر کردیم سلطان تاش فراش را بقتل آنها فرمان داده بود چون
سیل از بلخان کوه سرازیر شده قصد اطراف مملکت دارند تا انتقام خون
پدران شان را بکشند .
سلطان سپه سالار علی دایه را فرمان داد تا بطوس رود و حاجب بزرگ
بلکاتگین سوی سرخس رود و کشاف ها بر گمارند و احوال تر کمانان را
مطالعه کنند و به با کالنجار نیز فرمان رفت تا در کارها هوشیار باشد
و بحکام نساء و باورد خبر دادند تا هرچه سپهسالار علی دایه و بلکاتگین
بگویند اطاعت کنند .
خواجه عبدالصمد با پسرش عبدالجبار ـ از خوارزم به نیشاپور رسید
و در جمادی الاول این سال یعنی سال ٤٢٥ قمری خلعت وزارت یافت
و سلطان ویرا نوازش ها نمود و پسر او را نیز خلعت وزارت خوارزم پوشانید
اما قبل از آنکه بخوارزم رود سلطان امر داد که وی نزد با کالنجار والی
گرگان رود و دختر او را که در عقد سلطان است بیاورد ـ و بعد از انجام
این وظیفه بخوارزم شود .
منهیان از ری اطلاع دادند که طاهر دبیر وظائف خود را بدرستی انجام
نمیدهد و مشغول لهو و طرب و عیاشی می باشد و مصرف های بیهوده می نماید
چنانچه يك روز گل افشانی کرده بود که بدان گونه هيچ يك از ملوك
و سلاطین گل افشانی نکرده اند در میان برگهای گل درم و دینار گذاشته
افشانده بود و تاجی از گل بر سر نهاده و خود طاهر پای کوفته بود فراش تاش
و دیگران نیز کارها را مهمل گذاشته در لهو و طرب بوی اقتدا مینمایند
سلطان بخشم شد و بوسهل حمدوی را بجای وی بر گماشت و او را شيخ العميد
خطاب نهاد و یکدسته از غلامان خاصه و پیلان شاهی و دیگر ساز و تجمل زیاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
