Machine transcription
(٤٨٥)
رسیدن خلعت بغداد
در این اثنا خبر رسید که سفیر بغداد (همان ابوبکرسلیمانی) با خادمی
از خادمان خلیفه به ری رسیده و منشور و لوا آورده چند روز بعد سفیر به
نیشاپور رسید و چنانکه معمول بود مراسم استقبال او انجام یافت و سلطان
وی را ملاقات نمود ـ ترتیبات دربار به استثنای بعضی از جزئیات مانند
در بارهای سابق بود که سفیر خلیفه را پذیرائی میکردند و در این کتاب
ذکر کردیم ـ چون هنوز امر وزارت انجام نیافته بود بجای خواجه بزرگ
سپاه سالار علی دایه نشسته بود ـ سفیر دست سلطان را بوسید و خادم خلیفه
زمین را بوسه داد وبونصر مشکان نامه خلیفه را قرائت کرد 'سفیر عرض
نمود که من چون به بغداد باز گشتم پیغام حضرت سلطان را بانواخت و نوازشی
که کرده بود بخلیفه رسانیدم خلیفه شاد گشت و بار عام داده مزایای سلطان
را ذکر کرد و حتی گفت امروز بزرگترین وقوی ترین رکن ها ناصر دین
الله وحافظ بلا دالله المنتقم من اعداء الله ابو سعید مسعود است و در همان
دربار منشور ولوا و خلعت سلطان را بدست خود ترتیب داد .
سلطان بفرمود تا خلعت را آوردند بطوریکه بیهقی اجمالاً اشاره می نماید خلعت
عبارت بود از هفت جنس لباس که یکی از ان دیبای سیاه بود به شعار
عباسیان و تاج مرصع بجواهر وطوق مرصع وعمامه که خود خلیفه بسته بود
و همچنان بسته آورده بودند و شمشیر مرصع و لوا ـ سلطان از تخت بزیر آمد
ببار گاه الهی ثنا گفت و این نعمت را عطیه و موهبت حضرت او پنداشت و دور کعت
نماز به شکرانه ادا کرد. و در حالی که همه سالاران و سران بارگاه این منظره
را مشاهده می نمودند و در بیرون قصر غلغله نقاره و بوق عسا کر بلند بود
تاج را بسر نهاد و شمشیر را حمایل کرد ولواء را بدست راست گرفت امرای
بارگاه بحدی نثار کردند که صفحه زرین شد و میان باغ سیمین .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
