Machine transcription
(٤٦٢)
رسالت را انجام دهند و به وزیر محمد حاجب علی خویشاوندانمر داد که چون
عساکر غزنه را بهرات می فرستد خود با عساکر هند عازم هرات شود حبس
حسنك و وزارت موقتی بوبسهل بر خواجه بزرگ وحتی بر همه بزرگان عصر
محمود که در تکین آباد بودند گران تمام شد و دانسند مسعود که به سخن ارباب
غرض اهمیت میدهد و به ویژه بو سهل که فطرةً ساعی و نمام و مر دمحتال و دورویست
و سخنان وی در مسعود بی تاثیر نیست مسعود را بر بزرگان دوره محمودی
بدگمان میسازد و تخم نفاق را در میان سران و سپهبدان می کارد حتی
حاجب علی در تکین آباد به رئیس دیوان رسالت گفته بود که اگر مردم مرا
به عیب منسوب نکنند و نگویند سلطان محمود جهان را گرفت اما ادارهٔ
خویشاوندان و نزدیکان و خدمت کاران خود را نتوانست من با این لشکر گران
که تحت فرمان من است راه سیستان گیرم و کرمان و اهواز را تا در بغداد باین
لشکر به ضبط خویش درآورم و ابونصر مشکان نیز در اندیشه بود و این امر را
پیش گوئی می کرد .
عساکر بهرات به سلطان پیوستند یوسف سپهسالار و التونتاش خوارزم شاه
و بونصر مشکان نیز درین جمله بود - سپاهیان چون مسعود را دوست داشتند
و فتوحات و دلیری وی دل آنها را تسخیر کرده بود از رسیدن برکاب او نهایت
خوش بودند .
سلطان حاجب علی قریب و برادرش را محبوس کرد و تمام اموال و سامان
او را ضبط نمود و خودش را در قلعه كرك هرات فرستاد تا همان جا بمرد و علت حبس
او غالبا علایقی بود که وی در عهد سلطان محمود با محمد داشت و اینکه به محمد
در جوز جانان نوشت تا آمده غزنی را متصرف شود و با وجود اینکه در خلع
محمد سعی کرد و کوشید به تلافی مافات پردازد مسعود عذر او را نپذیرفت و ساعیان
دربار او را وزیر امیر نشان معرفی کرده بودند .
حبس حاجب بزرگ همه و خاصه التونتاش را سخت متاثر نمود و او را بران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
