Machine transcription
(٤٢٦)
بدین بها که تو يك بيت من خريد ستی
سرير وملك نگيرند و تاج وجاه وجمال
مرا دو بيت بفرمود شهریار جهان
بران صفو بر عنبر عذار مشکين خال
دو بدره زر بفرستاد و دوهزار درم
بدل بداد دو بيت مرا د و بیت المال
و چون این قصیدهٔ شاعر رازی را شاعر پاسخ ملك الشعراء عنصری شنید
بخشم اندر شد و این را يك نوع تفنگ نظری دانست که شاعر رازی در مقابل
سلطان دریا بخش گیتی ستان کلمه ( بساست) گفته بود و شعر او را
پاسخ داد و او را ملامت کرد و گفت :
گر آن عطاء که پراگنده داد جمع شود
ز حد دریا بیش آیدو زوزن جبال
نه آب بحر زابر سخای ا و قطره است
نه سنگ کوه ز وزن عطای ا و مثقال
بس ای ملك ز عطای تو خیره چون گویند
که بی نشان ملالت بود ز گرد ملال
فغان کنند زجودت فغان نباید کرد
فغان زمحنت و از رنج باید و اهوال
مرا نصیحت کرد است کز کفایت خود
کرانه گیرو به تقدیر سال بخش اموال
حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده مینگارد که سلطان سالیانه چار صد هزار دینار
تنها به شعرا می داد .
فر خی میگوید سلطان چندان بمال انعام و اکرام کرده که خیمه های ما
کاشانه هایی و خانه های ما بت خانه فرخار شده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
