Machine transcription
(٤٢٥)
که باران او در بهاران بود نه چون همت شهر بار ، آن بود
بخور شید ها ندهمی دست شاه چو اندر حمل بر فرازد کلاه
اگر گنج پیش آید از خاک خشک و گر آب دریا و گر در و مشك
ندارد همی رو شما ئیش باز ز درویش و زرشاه گردن فراز
در بخشش نباید ز بخشیدن ایچ نه آرام گیرد بروز بسیچ
شگفت این جاست که اگر گفتار فردوسی در بخل سلطان مورد اعتبار است
گفتار چندین شاعر بنامور دیگر که در همان روز گار میزیستند و در جوامردی
و کرم سلطان شعر ها سروده اند چرا مورد اعتماد شناخته نمیشود :
عنصری در سخای سلطان چنین میگوید :
اگر سخاوت کوئی برسخاوت او بود سخاوت ابر و مطر هبا وهدر (۱)
هزار مثقال اندر ترازوی شعراء کسی جز او ننهاد اندرین جهان یکسر
چهل هزار درم رودکی زمهتر خویش بیافته است به توقیع از این درو آن در
نگفتش آمدوشادی فزودر کبر گرفت زروی فخر بگفت این بشعر خویش اندر
گر آن عطاش بزرگ آمدو شگفت همی کنون کجاست بیا کوعطای شاه نگر
بيك عطاء سه هزار از گهر بشاعر داد کزان خزینه کنی زردچهره ولاغر
هم چنین وقتی سلطان بغضایری رازی شاعر دیلمیان در مقابل دو بیت چنان
صلت گران بخشید که وی چون در عمر چنین بخشش ندیده و نشنیده بود
متحیر گردیده و گفت ای سلطان بس است ما دیگر طاقت این همه عطایای
ترا نداریم وصلات سلطانی را از حوصله خود افزون دانست .
بس ای ملك که نه گوهر فروختم بسلام
بس اى ملك كه نه عنبر فروختم بجوال
بس اى ملك كه از اين شاعرى و شعر مرا
ملك فريب بخوانند و جادوی محتال
(۱) مطر بروزن ظفر - باران .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
