Machine transcription
( ٣٣٥ )
اگر ابوالفتح بستی میانجی نمیشد و درمیان ایندو پادشاه سعی موافقت
نمینمود ممکن بود در آن وقت ناصرالدین برخلف حمله میآورد .
اما ابوالفتح وزیر خیرخواه دربار ناصرالدین تا وقتی که ناصرالدین
در قید حیات بود نگذاشت که نفاق و شقاقی واقع شود و خلف که بقیۀ دودمان
بزرگی است ضایع گردد چون سبکتگین وفات یافت ارباب غرض بسمع
سلطان محمود رسانیدند که خلف بر واقعه مرگ سبکتگین شادمانیها
کرده و شماتت نموده است تا اینکه سلطان بغراجق را در امر اسماعیل
از فوشنج بغزنه خواست وفوشنج فارغ ماند .
خلف طاهر پسر خود را فرستاد و فوشنج و قهستان را متصرف شد این مسئله
بیشتر باعث خشم سلطان و مؤید گفتههای ارباب غرض گردید سلطان
بغرا جق را اجازه داد تا فوشنج و قهستان را از طاهر واستاند.
بغراجق به فوشنج حمله برد و جنگ سخت در گرفت وطاهر منهزم شد.
بغراجق در حالیکه مست بود و سر از پا نمیشناخت شخصا طاهر را تعقیب کرد
طاهر مستی او را درک کرده برگشت و بغراجق را از مرکب افگنده سرش را
جدا نمود و خود بقهستان رفت سلطان از مرگ عم خود غمناك شد و در شهور
۳۹۰ با لشکری گران برسیستان حمله آورد خلف در حصار اسپهبد محصور
گشت و چون دید یارای مقاومت ندارد ده هزار دینار طلای سرخ و چندین
تحف و هدایای دیگر بنام نثارمقدم سلطان قبول کرد و سلطان با او مصالحه
کرده بغزنه برگشت و متوجه یکی از غزوات هند شد (۱)
در اثنای این حال احمد پسر خویش طاهر را ولیعهد خویش گردانید
و خود منزوی شد چون مدتی ازین حال بگذشت از کرده پشیمان شد و تعارض
کرده طاهر را به بهانۀ پیش خواند وطایفۀ از خواص خود را در کمین نشاند
(۱) ص ۲۳۷ – ۲۳۸ - ۲۳۹ ترجمه عتبی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
