Machine transcription
(٣٧٤)
واسعیل بعد از این آزادانه زندگانی داشت و هر شغلی که میخواست بدون
مانع اجراء میداشت .
تا اینکه در اواخر سال ۳۸۹ سلطان محمود بر او بدگمان شد و اورا تبعید کرد
تفصیل این بدگمانی را عتبی چنین نگاشته : (۱)
روزی سلطان بعد از فتح نیشاپور از بلخ بطرف مر ورود با غلابی چند بشکار
رفته بود امیر اسمعیل با نوشتگین کاج که از امرای ناصرالدین بود
در خدمت او بودند سلطان را التفات نظری شد . نوشتگین را دید دست به
شمشیر یازیده منتظر ایمای اسمعیل است واسمعیل انکار مینماید و سلطان
اشاراتی درین پرده دید و بد گمان شد و چون فرود آمد نوشتگین را بقتل
رسانید و برادر را پیش خواند و پرسش ها در میان رفت اسمعیل تبرا نمود
اما سلطان صلاح در آن دید که امیر اسمعیل را بقلعه جوزجانان تبعید نماید
تادر آنجا تحت حراست فریغونیان زندگانی کند .
میگویند وقتی محمود اسمعیل را گفته بود اگر در جنگ غزنه اسیر تو
گشتمی با من چه طریق می سپردی او گفته بود ترا به قلعتی فرستادمی و آنچه
از اسباب راحت تمنای تو بود بر آوردمی .
محمود نیز بدان طریق با او پیش آمد (۲) اسمعیل در قلعهٔ جوزجانان بود
تا در انجا جان سپرد اسمعیل حلیم طبع و ادیب منش بود رسالات كوچك
و اشعاری نیز در عربی و فارسی داشته و امامت جمعه و در اثنای امارت کوتاه
خود خودش اجراء مینمود و خطبه میخواند و همیشه بجای اینکه نام وی در
خطبه آورده شود این آیهٔ كريمه را قرائت مینمود: رب قد آتيتنى من الملك
و علمتني من تا ويل الاحاديث فاطر السمواة والارض + انت ولی فی الدنیا
والاخره + توفنى مسلماً والحقنى با لصالحين + (۳) محمود چون از کار
(۱) ترجمه عتبی صفحه ١٨٦
(۲) ۳۱۴ ترجمه عتبی (یچینی)
(۳) ص ٥٤ ج ۹ ابن اثیر وابوالفدا ج ٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
