Machine transcription
(۳)
تا آنکه در طی قرون کثیره اسم افغان و افغانستان بمیان آمده و بالاخره
در قرن سیزده هجری جای اسم خراسان را اشغال نمود.
اوضاع افغانستان مقارن ظهور اسلام
مقارن ظهور اسلام یعنی قرن هفت میلادی اوضاع کشور خراسان متلاشی
و پریشان و از حیث ماده و معنی دوچار بحران بزرگ اجتماعی بود. مثلاً از پهلوی
دین که عامل قوی وحدت جامعه است، ازنه قرن باینطرف خراسان گرفتار
تفرقه و تشتت و بعلاوهٔ دیانت قدیم زرتشتی، معروض سیلاب خمار آور دین بودائی
گردیده بود، در صفحات شمال هندوکش در خطی که از بلخ تا قندهار ممتد شود
در غرب آن دیانت زرتشتی، و در شرقی دیانت بودائی مروج، و این دین اخری
از قرن دوم قبل الميلاد رو بعروج سیر، و آئین زرتشت را قدم بقدم در صفحات
شمال و وادیهای هیرمند عقب زده میرفت. آئین برهمنی نیز بتدریج پیشرفته
و اينك در صفحات جنوبی هندوکوه معابد او با معابد بودائی همسری مینمود
طریقه های شیوائی در صفحات جنوب هندوکش (از قرن اول مسیحی) و آفتاب
پرستی (کیش مترا) که جزئی از آتش پرستی یادگار اوستا بود در زمین
داور و نقاط مختلفه مملکت (تا قرن نهم عیسوی) و همچنان طرق مختلفهٔ هندوئی
در زابل و کابل، ننگرهار و لغمان و پکتیا و سواحل راست رودخانه سند رواج
و هر يك معابد معینی در آنجاها داشتند. طریقه نسطوری عیسوی هم از قرن چهار
با شش مسیحی در ولایت های طوس، مرو، هرات و غزنی قدم نهاده بود. (۱)
معابد عظیم این مذاهب از قبیل معبد نوبهار بودائی بلخ، معبد «زور» آفتاب
پرستی زمین داور معبد «آرونای» آفتاب پرستی کـاپـیسا، معبد «سوریای» برهمنی
(۱) نستوریان نام بطریق قسطنطنیه بود که ادعا میکرد حضرت عیسی دو وجود روحانی
و جسمانی داشت، عقیده او بعدها در اطراف موصل، حلب و سوریه نشر گردیده و در قرن شش
مسیحی در نواحی ولایت مرو و حتی غزنی رسیده بود، پیروان این عقیده نسطوریها گفته میشدند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
