Machine transcription
(۲۰۲)
اسماعیل برادر خود نصر را با عزت تمام روانه سمرقند گردانید و سیما
الکبیر یکی از معروفان شهر را با چندین تن دیگر بهمرکابی او موظف ساخت
دیگر تا آخر عمر نصر از اسماعیل تقاضای خراج و مالیه نکرد و مؤدت
کامل در بین شان برقرار بود. در ۲۷۹ که نصر بدرود جهان گفت اسماعیل
به سمرقند شتافته بر تمام ماورالنهر دست یافت و از جانب خود احمد
پسر نصر را خلیفه سمرقند گردانید.
در محرم ۲۸۰ امیر بحرب طراز یکی از علاقه های ترکستان رفت و رنج
بسیار دید تا آن شهر کشوده شد امیر آن اسلام آورد و کلیسای بزرگ
آنجا را مسجد جامع ساختند (۱)
خلل بهم افتادن
اسماعیل و عمرو لیث
عمر و بن لیث سیستانی که اکثر حصه های
خراسان چون سیستان بست رخج
(قندهار) هرات، نیشاپور، مرو، کابل
بامیان غزنه بلخ و غیره را تحت تصرف خود داشت و هر آن سلطه او بیشتر
میشد. بعد از غلبه یافتن بر رافع بن هرثمه و فرستادن سر او به بغداد میخواست
نماینده خود را برای ضبط و ربط خوارزم بفرستد که اطلاع یافت اسماعیل
سامانی وقتاً عاملی از جانب خود بدانجا گماشته. شرح قضیه از این قرار است:
پیشتر از نزدیکی رافع و اسماعیل حرفی بمیان آمد و روایت تاریخ
سیستان را در حصه كمك خواستن رافع از نصر و ماموریت یافتن اسماعیل
با چهار هزار نفر به پشتیبانی او متذکر شدیم و هم این نکته که رافع در برابر
خواهش اسماعیل حاضر به واگذاری خوارزم شد خاطر نشان گردید.
حالا باید دانست که بالاخره مسأله خوارزم به کجا انجامید؟
(۱) بعضی مورخان می نویسند که درین جنگ غنیمت فراوان بدست اسماعیل افتاد
باندازه اینکه برای هر يك از افراد سپاه هزار درهم رسید و اسپ واشتر ودیگر حیوانات
بحساب نبود، روضة الصفا ص ۱۱ ج ٤ چاپ هند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
