Machine transcription
(۲۰۱)
دریمیه راه حمويه متوجه زيادتی سپاه رافع گرديده فكر كرد مبادا
چشم زخمی به مخدومان او از طرف رافع برسد . لذا پیشنهاد کرد که
« صلاح نيست دوستی در جنگ بین دو برادر سهیم شود همان بهتر که برادران
را با هم آشتی دهی.»
این تدبیر عاقلانه مفيد واقع شد و برادران با وساطت رافع با هم صلح
کردند . شروطی چند بر اسماعيل تحميل شد از آنجمله اينكه خطبه
بنام نصر بن احمد و اسحق بن احمد خوانده شود و اسماعيل بحيث عامل
خراج در بخارا کار کند و سالی پنجصد هزار درم بدهد .
پانزده ماه گذشت و باز اسماعيل حاضر به پرداخت وجه نگرديد
بار دیگر آتش نفاق زبانه کشید و نصر بنای حمله را گذاشت . این بار
امير جوان حاضر شد شمشیر را با شمشیر جواب گويد بنا بر آن به طوايس رفت،
جنگ شدید و سختی اندر پیوست و اسحاق بن احمد تاب مقاومت بخود ندیده
رو بگریز نهاد و ابوالاشعث برادر دیگر نصر که از ملتزمین رکاب بود
تا سمرقند عقب نشینی کرد مرتبه دوم ابوالاشعث حمله را از نجن شروع
کرد و فتوری در لشکر اسماعيل رو بداد اما خود اسماعیل مردانه استاد
و از جای خود تکان نخورد. مردمان قليلي منجمله سيماء الكبير با وی
ماندند . اسماعیل قبل از انقضای وقت شیرازه جمعیت پراکنده را با وضعی
نیکو وصل کرد و مهیای مقابله شد. امیر نصر به بنجن رفته و شکست و ریخت
لشکر را درست کرد و اسحق نيز از فربر باز آمد هر دو لشکر باهم
مصاف دادند و فتح نصيب اسماعیل گردیده و نصر گرفتار شد.
امير جوان از روی نجابت و شرافت ذاتی حرمت برادر اسیر را نگهداشته
نزد وی از اسب پیاده شد و پای برادر را بوسه داد و از تقصیرات گذشته
عذر خواست و بحدی در فروتنی مبالغه کرد که امر بر نصر مشتبه گردید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
