Machine transcription
(٦١)
گاه او را ژاله خواندی ای گرفتار فقیر
گاه سلك در بـگفتی ای دبیر بی نظیر
من بقبرستان ازین درهات دیدم صد هزار
جمله اش يك جوامی ارزد بکار روز گار
گفته بلعما زبانش را مثال عندليب
جای دیگر طوطیء گویا نوشتی ای حبیب
برک کل هم گفته او را دکر جا ای غریب
ماهی آب خضر هم خواندی او را ای لبیب
من ندانستم چه مقصود است زین بحث و بیان
داند البته رموز عاشقان را عاشقان
خنداش را قهقه كبك دری گفته بخواب
ابتسام غنچه اش گوی وزهجر ش شو خراب
خندهٔ صبح بهارش خوانده از غم شو کباب
از غم واژها تمش در گیرو سوزو شو عذاب
تا که از دود کبابت کور گردد مردمان
از فغانت شورا فتـد در میان اینجهان
زنده تا هستی نگاهش را ا لم افروز گوی
تا زبان در کام داری ناوك دلدوز گوی
تا نفس داری بکرد و شعلهٔ جان سوز گوی
تا رمق داری و را برق بلا هر روز گوی
تا ببینم روز محـشر بیضهای این مقال
چو چهٔ طاوس میا ر ند یا زاغ و پـال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
