Machine transcription
بذریعه سیر وصحرا و گاهی بوسیلۀ آب بازی دریا که متعارف ومعمول یومیه آن طایفه بی ستر
وحیاست ازشهر لاهور بر آورده وازآنجا بیگنادی ها نشانیده بلودیانه رسانیدند یعنی
هرگاه خبر رسید مرتبه اول میرسید مرتبه دویم روانه میشد علی هذاالقياس بچهار مرتبه
اهالی حرم را بلودیانه رسانیدند نوبت پنجم که نورچشم سعادت ظهور شهزاده محمدتیمور را
با چند نفر خدمتگاران کشیده روانه لودیانه میشد رنجیت سنگه اطلاع یافته شهزاده
مذکور را درنزد خود برده استفسار حال کرده راست بگوئید که مادران وخواهران شما
همه رفتند یا کسی درینجا باقی مانده است وبکدام طرف رفته اند چونکه نطفه خاص
وسلیل سلاطین وفرزند ارشد ارجمند این نظر کرده رب العالمین بود باوجود خورد سالی
از باعث شکوہ سعادت وبلند اقبالی ترس وتهدیه رنجیت سنگه را هیچ بخیال نیاورده بلفظ
فصیح جواب صاف داد که جمله مادران وخواهران ما رفته بجز سه چهار کنیز کان درینجا
دیگر کسی نیست رنجیت سنگه از استماع این مقال گنگ ولال مانده بسیار متحیر شد
که آیا اینقدر مستورات را باوجود این همه بیداری وهشیاری محافظان و پهره داران
ومخبران از دروازۀ لاهور چگونه بر آورده باشند بلکه اعتماد نکرده و چند کس زنان
معتبر وشناخته را فرستاد که تا اندرون حرم سرا رفته دیدند که بجز طعام پخته و نان های
خشك روزینه دیگر هیچ چیزی نیست واحدی ازبیگم ها باقی نمانده تعجب نموده صورت
حال برنجیت سنگه بدهید اظهار کردند دست تحیر بدندان تحسر گزیده غمر در هرجا
خبر رسید که جملۀ اهل حرم از امرا وپرستاران وبیگمها وخدمتگاران در بلده لودیانه
رسیدند وبعداز تحقیقات دریافت رنجیت سنگه صورت مقدمه مفهوم و معلوم هر خاص و عام
گردید که ناموس پادشاه از چنگ ظالمان گمراه نجات یافته بندگان ما سجده شکرانه
بتضرع ونیاز بجناب ایزد کارساز مؤدی ساختیم که بفضل وامتنان ولطف و احسان خود
ناموس این نیاز مند خودرا درپرده عفت وستر وعصمت نگاه داشته از قید حبس کفار
نا بکار غدار بد کردار نجات داده بجای امان وبخانه دوستان رسانید . .
وقایع بیست و هفتم مخلص بندگان ما بفضل الهی وا لطاف
نامتناهی از شهر لاهور و آسودن بکشتوار بعد از قطع مسافتهای بسیار
چون رنجیت سنگه را با وجود این همه محکمی و قدغن در با نان ومخبری جاسوسان
ازرفتن اهالی حرم محترمومستورات دولتخانۀ محتشم و رسیدن شان بسلامت وامانت در
لودیانه امن خانه غایت تلهف ونها یت تاسف دست داده شگفت میداشت که از کدام
دروازه شهر چگونه بیرون شده اند لهذا ازخباثت باطنی و دنائت فطری بدون هیچ خفتی
ومحیتی باوجود آن عهود ومواثق اتفاق واتحاد برای تدارك آینده در باب پهره وچوکی
ونگہبانی بر بندگان ماشدت تاکید ها نموده حتی که هفت گردش پاسبان دو را دور
پہرہ نشانیده بلکه بتعداد چهار هزار مردم را مو کل ومتعهد این بدعت ومتعین این خدمت
ساخت چنانچه را کوچهای شهر ودروازه ها وحوالی مسکونه فراشخانه ومطبخ وبيث الخلا
خصوصا درمکان خاص سکونت وخوابگاه بندگان ما برای هر ساعت بیست وهشت نفر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
