Machine transcription
طرفه اینکه از زمان ظهور بلوالای آوان فرار فرمودن بندگان شهپوشاه کسی ندیده نشنید که
نظام الدوله خدمتی نموده باشد که مفید احوال خاندان شاه غفران پناه یا صاحبان انگلیس ذی جاه
بوده باشد زهی حیای چشم و جشم حیا که حالا بطرف متفرقه بصاحبان بهادر میگوید که من از سبب
خدمت شما خراب و آواره از وطن مالوف جدو بیان شده ام و اولاد شاه غفران پناه را میگوید
که از باعث خدمتگاری شما در بدر گردیده ام نه چنین است بلکه از هر اص پاداش افعال و کردار خود
و از خوف اتلاف و اهلاک دوات بسیار خود جان و عیال و حاصل و مال را از آنملك پرخطر کشیده است.
تخطیه صاحبکار و مختار کابل بدلايل عقليه
بالفرض اگر در حضور پادشاه جنت آرامگاه بخدمت و صافت خود اعتماد داشتی
در زمانیکه صاحبان انگلیس از چهاونی کا بل بعزم جلال آباد بیرون شدند چرا از حضور
شاه غفران پناه رفته در محله چنداول مخفی شد و اگر از افعال زشت خود اندیشه ندا شتی
در زمانیکه محمد زمانخان و امین الله خان اطاعت پادشاه غفران پناه را قبول کرد ند
و دروازه های حصار مفتوح گردید چرا بحضور پادشاه شهید حاضر نشد واگر در خدمت
پادشاه منافقت نداشتی در حین محصوری فتح جنگشاه که امین الله خان نبود چ را بخدمت
فتح جنگشاه حاضر شده خدمت نمینمود قطع نظر از ین افکار اگر بخد مت صاحبان
انگلیس از خدمتگزاری خود قوی دل میبود و میدانست که پادشاه جنجاه نقوش قلب مرا بر
صفحه خاطر مرتسم ساخته چرا در میان فساد در چهاونی بخدمت میکنائن صاحب بهادر حاضر
نمیشد و خدمت و اخلاص خود را ظاهر نمیکرد و اگر در آن ملك اعتبار میداشت و سخنان کذب
بنیادش بصاحب موصوف ظاهر نمیشد چرا صاحب ممدوح او را در چهاونی در نزد خود طلب
نمیداشت که او متواری شدن را بمحله چنداول اختیار میکرد غرض براهل بصارت و بصیرت
روشن و مبرهن است که خرابی دولتین عالیتین از افعال زشت مآل او بوقوع آمده
دفع سوظن که عوام بشاه شهید برده بودند ومنشاء آن نظام الدوله بوده
سوء ظن صاحبان عالیشان بجانب جناب شاه غفران پناه که در عوام کالا نعام اهل
هندوستان در زمان اتحاد میکنائن صاحب بهادر با محمداکبر خان شهرتی داشت هم از گفتار
ناهنجار او بود والا پادشاه شهید که عرصه سی سال در دوستی سر کار دولتمدار انگلیس
فخر میکرد مخالفت ومغایرت چـ گونه بعمل آید در زمانیکه میکنا تـن صا حب بهـا در
با محمداکبر خان بنای عهد و پیمان ونوشت وخوان گذاشته این الفاظ در ميـان آورد
که اختیار ملك بكلى از محمداکبر خان باشد و پادشاه اگر در ينملك بمانندسال بمال يك لك
روپيه بجهة اخراجات اوشان بدهند واگر بهندوستان بروند اختیار دارند کسی مـزاحـم
نشود سلطان شهید شنیده نهایت دل شکسته گشته فرمودند که من درین سی سال حرف مغایرت
از صاحبان والاشان نشنیدم واثری از مخالفت ندیدم الحال میکنائن صاحب بهـادر كـه
بامحمدا کبر خان پیوند کرده طریق بیگانگی با من پیش گرفت اینهم از گفتا و بهتـان
آثار عثمانخان است باشد که عنقریب بیگانگی و بیگانگی من در سر کار ذوالا قتدار
پادشاه انگلستان معلوم و عیان شود راقم اخبار اظهار مینماید که شاه شجاع الملك مجهول
النسب نبود که بمحض دیدن روی شاهد هر جائی مملکت حقوق دو ستی قدیمی س ر کار
فیضمدار انگلیسرا ضائع میکرد و سررشته مواحدت را از دست میداد و با بر سر سریر سلطنت
(161)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
