Machine transcription
(١١٤)
پس جهانبان را که تو بر او تبه کردی جهان
پس دلیران را که از سرشان بر آوردی دمار
تا شکار شیر بیشی کم گرائی سوی رنگ
آن شکار اختیار است این شکار اضطرار
شیر تا بر کنگره کاخت سر نخجیر دید
از غم و از رشك خون گردید بروزی چند بار
چشم شیر از خون گریستن سرخ باشد روز و شب
هر که چشم شیر دید این آید او را استوار
سر فرود آری بتیغ از کرگ چون بار از درخت
پنجه بستانی بشیر از شیر چون برگ از چنار
چونکه لغتی جنگ را ماند شکار از حرص جنگ
چون بیاسائی زجنگ آید ترا رای شکار
تا بدانستند نخجیران که از سرشان همی
کنگره کاخ تو گردد همچو شاهان تاجدار
چون سگ صید تو باشد سر سوی غرنین ننهد
تا مگر سرشان بری بر کنگره کاخت بکار
گرچه جان خوش باشد و شیرین زتن برند جان
پیش تیر آیند شادان گشته و گستاخ وار
هر که را در سر نباشد در خور کاخ تو شاخ
روز صید از شرم چون شاخی بود خشك و نزار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
