Machine transcription
(١١٠)
صیدگاه ملک دادگر عادل را
باز نشناختم ایمر و ز همی از محشر
از غلامان حصاری چو حصاری پره کرد
گرد دشتی که بصدره نپرد مرغ به پر
از ددودام همه دشت چنان گشت روان
که همی تیره شد از دیدن آن دشت بصر
مرغ از آن پره برون رفت ندانست همی
زاستواری که همی پره ز دند ان لشکر
لشکریانی که در لشکرگاه بست رهایش داشتند در دورا دور دشت لکمان چنان صف کشیدند و پره زدند که مرغ از آن جا پرزده نمیتوانست چه رسد به نخچیر دامان صحرا . برای اینکه متن بیانات بیهقی راجع به این شکار خوبتر فهمیده شود باید صحنه را اول خوبتر در نظر مجسم کنیم . در مباحث اول این اثر ( لشکرگاه چه وقت و چسان کشف شد ) و (حفریات در لشکرگاه) شرح دادم که مجموع عمارات لشکرگاه از طرف شمال مشرف بر آبهای هیرمند و از طرف جنوب رخ به طرف دشت لکمان است و در پیشا پیش وسط عمارات که كوشك سلطنتی باشد باغ وسیعی بود که تاحال دیوارهای چهار سمت و مدخل بسیار بزرگ آن بشکل رواق بلند و فراخ هنوز باقی است. سلطان مسعود روز پنجشنبه چهارم محرم ٤٢٨ هجری یعنی روز شکار درین باغ بود . لشکریان به تدریج پره را تنگ کرده و از ددگان و نخجیر آنچه از دامان دشت لکمان گیر آورده بودند از همین رواق بلند و فراخ داخل باغ پیش كوشك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
