Machine transcription
(۱۲)
عشق او خرگاه بر گردون زده جان سگی خرگاه چوپان آمده
چونکه بحر عشق یزدان جوش زد بر دل او زد ترا بر گوش زد
تاشوی چون بوی گل بر عاشقان پیشوا و رهنمای گلستان
وان موذن عاشق آواز خود در میان کافرستان بانگی زد
عاشقان را باده خون دل بود چشمشان بر راه و بر منزل بود
زان رهش دور است تا دیدار دوست که نماندش مغز سر از عشق پوست
عاشق و معشوق و عشقش بر دوام در دو عالم بهره مند و نیکنام
عاشق از معشوق کی باشد جهان چون باو بیند همه کون ومکان
هیچکسی بر غیر حق عاشق نشد واقف آن سر بجز خالق نشد
عاشقان عریان همی خواهند تن پیش عریانان چه جامه چه بدن
ذره ذره عاشقان آن جمال می شتابد در علو همچون نهال
آتش عشقش فروزان آنچنان که ندانست او زمین از آسمان
ور ببیند عاقلی احوال عشق کم نگردد ماه نیکو فال عشق
در جهان نبود بتر از هجر یار این سخن از عاشق خود گوش دار
بر زنان بار دگر تا وقت شام میبرند از عشق آن ایوان و بام
فضل تو گوید دل ما را که رو ای شده در دوغ عشق ما گرو
مرگت آشامان زعشقش زنده اند دل زجان و آب جان برکنده اند
آب عشق تو چو ما را دست داد آب حیوان شد به پیش ما کساد
عشق ورزی آن دریچه کردن است کز جمال دوست دیده روشن است
زوحیات عشق خواه و جان مخواه تو از او آن رزق خواه ونان مخواه
آنکه عاشق نیست او در آب در صورت خود بیند ای صاحب نظر
صورت عاشق چوفانی شد در او پس در آب اکنون کرا بیند بگو
دیواگر عاشق شود هم گوی برد جبرئیلی گشت و آن دیوی بمرد
صبر آرد عاشقان را کام دل بیدلان را صبر شد آرام دل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
