Machine transcription
(٥)
آن گداز عاشقان باشد نمو همچو ماه اندر گدازش تازه رو
با دو پا در عشق نتوان تاختن با یکی سر عشق نتوان ساختن
عاشق صنع تو ام در شکر وصبر عاشق مصنوع کی باشد چو گبر
عاشق صنع خدا با فر بود عاشق مصنوع او کافر بود
هست معشوق آنکه او یکتو بود مبتدا ومنتهايت او بود
رو چنین عشقی گزین گر زنده ور نه وقت مختلف را بنده
عاشقان را کار نبود با وجود عاشقان را هست بی سرمایه سود
عاشقان اندر عدم خیمه زدند چون عدم یکرنگ و نقش واحدند
نزد عاشق در دو غم حلوا بود ليك حلوا بر خسان بلوا بود
عاشقان را شد مدرس حسن دوست دفتر و درس وسبق شان روی اوست
هیچ عاشق خود نباشد وصل جو که نه معشوقش بود جو یای او
ليك عشق عاشقان تن زه کند عشق معشوقان خوش وفربه کند
عشق معشوقان دو رخ افروخته عشق عاشق جان او را سوخته
از در دل چونکه عشق آید درون عقل رخت خویش اندازد برون
با دو عالم عشق را بیگانگیست و ندران هفتاد و دو دیوانگی است
مطرب عشق این زند وقت سماع بندگی بند وخداوندی صداع
پس چه باشد عشق دریای عدم در شکند عقل را آنجا قدم
بندگی و سلطنت معلوم شد زین دو پرده عاشقی مکتوم شد
عاشق مستی و بکشاده زبان الله الله اشتری بی نا و دان
عشق جو شد ماده تحقیق را او بود ساقی نهان صدیق را
خود روا داری که آن دل باشد این که بود در عشق شیرو انگبین
عشق و ناموس ای برادر راست نیست بر در ناموس ای عاشق ما یست
خوش بسوز اینخانه را ای شیر مست خانه عشق چنین اولی تر است
بنگر این کشتی خلقان غرق عشق اژدهائی گشته کوئی حلق عشق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
