Machine transcription
شد آن شهید زهر جفا در ریاض خلد
روزم چوشب سیاه ، دلم میر، چهره زرد
از فوت آن چوبابم وزاریت کار خلق
بس چاره غیر صبر و شکیبا نیافتم
در روز حشر شافع یوم النشور باد
ای دل چرا کنی گله از خلق و از سپهر
این بود قسمت که خوری غم کشی جفا
تاهست روزگار جفاسود کار آن
این اندمردمان که درایام هر یکی
معدوم گشت مردم ومردی چنانکه نیست
منسوخ شده مروت از انسان چنانکه هست
فرزندرا بکند[؟] پدرنیست شفقتنی
ای صاحب قناعت و عزلت بشکر کوش
گنج قناعتی و کمالی و خواب امن
درویش و نیم نان جوین در کجا خورد
يك موی ارسرت شود کم اگر تهی
ای کامگار دهر خداوند مال وجاه
دل در جهان مبند که این زال پرفسون
تاکی زبخل درپی گنج و دفینه ای
تاکی بجمع مال کسان همچو کمینین
دریاب نقدمرو بنه زادره که مرگ
زان گفت و ران شنید که نبود باه حق
باز وی دین قویست بچنگ آرگنج علم
بنگر در آبروی شریعت گریافتی[؟]
غشت است و خاك اخگر و دیوست عاقبت
گرطاق قصر جاه کشی برتر از فلك
گرمر د راهی ازهمه خلق جهان ببر
دنیا به نیم جو نستانند اهل دل
بگذر از آبرو نیز که آنجا بمیخرد
فقر نسب بکار نیاید بجز حسب
تاون صدق کسر نفس نباشدچه فایده است
جز عجز نیستی بپذیر نماز تو هیچ
يك گام اگر تو بر سر کام وهوانهی
ای نفس سگ تو ناصح خود باش تا چند
قطع امید از همه بنمای واز نیاز
مونس به حوریان و من و دیده تری
هر لحظه ام بخنجر از این غصه خنجری
تاریخ یافتش« فیروزاری» صفدری
از قسمت سپهر و جفای ستمگری
اندر میانه من و آن سفله داوری
دادنداز ازل چوبهر کس مقدری
کس دست پیش قسمت داور مظفری
تنها تو نیستی زجفایش مکدری
اندر وقار قطره رعنت گوهری
امروز در زمانه، هیچ اختری
افزون زآب خون برادر برادری
نبود دختری بسراغاف مادری
گرشکر و صبر پست ترا هیچ چتری
خوشتر زتاج افسر و محمود ومنظهری
غم آنقدر که رنج کشد کیمیا گری
گام تو گای چودر کام اژدری
بندی دهم اگر کنی بنده باوری
هرر وز می از فریب نشیند به شوهری
تاکی زحرص در هوس اسب واستر ی
در نعمت تغار دوحوادث بششدری
دریابدت اگر چه به بلخ از جشتری
بهترهزار باراگرگنگی و کری
کز این بکند شیر خدا درو خیبری
شاهان نهند سر بکف پای قنبری
از عز و جاه اگر چه فریدون بنوذری
درمرگ ب گدای محلت برابری
تاکی زنفس سفله کشی بارچون خری
دانند کار خاک سیه نورقزری
جزآه سرد وضعف تن وروی اصفری
کنعان ز نوح بود و ابراهم از آذری
صد سال هوی اگر نتراشد قلندری
گرشیخ نامداری اگرشاه کشوری
یا باشدت به از ملك سدره برتری
پوشی بعیب خلق و خوداز جمله سگ تری
کن روی صدق پر درخلاق اکبری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
