BrowsePardahʹnashīnān-i sukhangūy → page 58

Page 58

Pardahʹnashīnān-i sukhangūy · pages 1–113


Page image — the source of record

Scanned page 58 of Pardahʹnashīnān-i sukhangūy

Machine transcription

بغیر سبزه نپوشد کسی مزار مارا – که قبر پوش غریبان همین گیاه بس است جهان آرابیگم در سنه ١٠٩٢ هـ ق وفات نموده و مقبره او در شهر دهلی در بقعه شاه نظام الدین اولیا معروف به «زولری» میباشد. زیب النساء بیگم زیب النساء دختر بزرگ اورنگ زیب عالم گیر از سلسله سلاطین مغول هند است و مادرش دلرس بانو بنت شهنواز صفوی است مشارالیها بتاریخ ١٠ شوال سنه ١٠٤٨ (١) در زمان سلطنت شاه جهان تولد یافت پدرش از ابتدای سنین طفولیت به تعلیم وی توجه خاص نموده تربیه او را به حافظه مریم مادر فاضله یکی از درباریان سپرد، و در نتیجه مساعی این خانم زیب النساء کوچک در ظرف سه سال قرآن مجید را حفظ نمود بعد از آن علوم متداوله را نزد ملا محمد سعید اشرف مازندرانی آموخته، بازبان فارسی، عربی و اردو آشنائی کاملی حاصل نمود، در علوم هیئت، فلسفه و ادبیات نیز معلومات کافی داشت و خطوط نستعلیق، نسخ و شکسته را خوب مینگاشت استاد او ملامحمد سعید اشرف شاعر خوبی بود و ذوق شاعری را در شهزادہ خانم نیز پرورش کرد، طوریکه مشارالیها از عمر چهارده سالگی شروع به گفتن شعر نمود، ولی چون پدرش دارای سجیه خشک و سردی بوده شعر و شعرا را خوش نداشت زیب النساء اشعار خود را پنهان مینمود تا اینکه روزی استادش بیاض او را یافته آن را مطالعه کرد و اشعار شاگرد با ذوق خود را تمجید نموده بعضی غزلهای او را بشعرای دیگر نیز نشان داد گویند رفته رفته در دربار هند مجلس ادبی محرمانه ای تشکیل یافت که در جمله اعضای آن شعرای برجسته عصر مانند: غنی کشمیری – نعمت خان عالی و عاقل خان رازی بودند، زیب النساء ریاست آنرا بر عهده داشت (٢) ولی این روایت چندان قابل اعتبار نیست چه در آن زمان حجاب زنان حرم شاهی خیلی سخت بود و زیب النساء نمی توانست خارج حرمسرای با کسی ارتباطی داشته باشد چه رسد به اینکه در مجلس مردان بنشیند. قبلاً گفته شد که اورنگ زیب یك شخص سرد و به تمام عالم بدبین بود ولی اگر به لیاقت کسی قائل میشد او را خیلی عزیز میداشت چنانچه دختر ارشد خود را عزت میداد و در سال ٤٠٠ هزار روپیه معاش برای او مقرر نموده بود (٣) وقتیکه شهزاده اکبر برادر حقیقی زیب النساء بر پدر خود شورید، دشمنان مشارالیها اورنگ زیب را براو بدگمان ساختند و او معاش دختر خود را موقوف نمود اما بیگناهی او بزودی ثابت گردید و او دوباره صاحب عزت شد. شهرت فضیلت و دانستگی زیب النساء طلب گاران زیادی را برای او جلب نمود، ولی او هیچ کسی را نپذیرفته و تا آخر عمر شوهر نکرد و حیات خود را وقف ادبیات و تألیف نمود (١) مفتاح التواريخ صفحه ٢٩٢ (٢) مقاله آقای احمد گلچین در مجله بانو. (٣) مقدمه دیوان (مخفی).

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pardahʹnashīnān-i sukhangūy, page 58. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1184/58 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1184/58
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record