Machine transcription
در بیان آمدن سردار محمد عظیم خان از کشمیر وجنگ نمودن
باشاه شجاع الملك در پشاور وهزیمت شاه وچند روز توقف شاه در دره
خیبر، از آنجا آمدن در شکار پور از راه های بیراهی برهنمونی
سید ولی شاه
هزار داستان قلم خوش رقم در نغمه طرازی این داستان در بوستان جان چنین خوشنوای
میگردد که هر گاه سرکار اشرف از دیره غازیخان برآمده بقطع منازل رونق افزای
پشاور گردید وبر تخت سلطنة جلوس نموده بانتظام اموران جهانداری میپرداخت سردار
محمد عظیم خان از دارالمهنة کشمیر بسبی نظیر معه جمعیت خزاین و حشم روانه پشاور
گردیده و عالیجاه عبدالجبارخان برادر خود را در کشمیر گذاشته وسردار موصوف از می
دولت کشمیر چنان سرشاری داشت که در وقت سواری فقط سی چهل اسپ بایراق طلا
وجل های زربفت و گلبندی های مرصع در جلو سردار موصوف میرفتند واز خیام های
گلبگون پشمینه وغیره اسباب وسامان که بهمراه سردار ممدوح بود تعداد آن از تحریر
وتقریر خارج وهمین اراده داشت که همه دولت وسامان نظر گذار اولیای دولت نموده
بخلع وزارت سرفرازی خواهم یافت و در خدمات اولیای دولت در همه باب جانفشانی نموده
حلقه بگوش و بنده بفرمان خواهیم بود لیکن از مشیت حق بیخبر که دهقان قضا و قدر چه
نخل های کینه و بدسلوکی در زمین دلهای طرفین میرویاند و مبارزان ادء حق چه چیزها
بر پای مینماید هر گاه سردار محمد عظیم خان بنزديک يك دو منزل سرافیشاور رسیده و مردم
خوانین در سرکار اشرف عرض نمودند که پاس عزت و حرمت سردار محمد عظیم خان
در نظر سرکار اشرف داشتن و چندی از امراء برای استقبالش فرستادن بعید از اشفاق
خسروانه و عنایات شاهانه نخواهد بود چونکه سردار موصوف از نظر الطاف سرکار
اشرف بخلع فاخره وزارت دولت سلطنة سرفرازی خواهد یافت در صورت اقبال این
التماس ما هواخواهان دولت بیکی نیکنامی و بلند همتی سرکار اشرف و دیگر خوشنودی
خاطر و سرفرازی سردار موصوف خواهد شد و در امور دولت سلطنة مجوز این نحو
کارهای مقرون مصلحتهاست از آنجا که سر کار اشرف همیشه جرعه نوش باده خود پسندی
بود حرف مصلحت و خیر اندیشی دیگری از امراء گوش نمیداد بامراء خود
جواب داده که هر گاه سردار محمد عظیم خان خود را از خدمتگذاران و جان فشانان سر کار
اشرف میداند پس استقبالش چه احتیاج، خانه دولت سلطنة همه از خود اوست باید که
با همه اسباب دولت کشمیر برابر خود را به آستان فلك بنيان رسانیده دولت عتبه بوسی
حاصل نماید، بعده نوازش او اختیار سر کار اشرف میباشد هر چند خوانین درینباب بارها
عرض کردند لیکن بدرجة اجابت و اقبال نرسیده از توسن سرکش استبداد خود فرونیامد
در این صورت دانسته سردار محمد عظیم خان شده که اول بسم الله غلط هنوز شاه بی سرو
سامان و در ابتداء کار که تا حال جلوس فرمای تخت سلطنة نگردیده چنین روش کم التفاتی
میفرمایند و در عین سلطنة که غمخانه غرور است چه نحو گل هائی از اهتزاز نسائم بی مهری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
