Machine transcription
« ٣٢ »
سرکار اشرف نسبت ما هوا خواهان متبسم خواهد شد رفته رفته از آهنگ نوازان ساز
غلط وقتیکه از طرفین قانون ناساز گاری و عناد در نوای آمده سردار محمد عظیم خان
عالیجاه مهر علی خان میر اخور خود را بجمعیت لشکر در مقابله سر کار اشرف مامور نمود
چون موسم بهار بود اکثر اعیان عمله فعله سر کار اشرف بجهة حبل خوری دروهات
گرد و نواح پشاور رفته بودند هر گاه اولیای دولت ازین شراره فساد آگاه شدند ناچار
بجمعیت معدودة موجوده سوار و پیاده از بالا حصار پشاور فرود آمده رفته در میدان جنگ
پای پردلی افشرده چنگ جنگ را در نوای آورده و بدگمان باقن در اضراب اتواب
و تفنگ ها در چستی و چالاکی برق شتاب بودند لیکن از برق آسمانی خبری نداشتند که
شعله افروزان قضا و قدر در عین شعله افروزی جنگ شراره آتش در بارود خانه سر کار
اشرف افتاده ودبه های بارود را شعله آتش گرفته بنحوی صداها بلند گردید که
گویا از فلک رعد برزمین رسیده و از بس دود بارود راه شش جهان بنظر نمی آمده و اکثر
پیاده کنان شاه چون کاغذ بادی بر بادرفتند .مهر علی خان میر آخور این حالت دیده بو ]
صداهای دبه های بارود شنیده متحیر مانده که آیا این چه طلسم بازی است و پای خودرا
از کار زار سست گرفته چون بعد سوختن آتش خانه بارود شاه بر اسپ خرد سوار و فیل
زرد او رخ نهاد دره خیبر گردیده بعد از ساعتی که غبار دود فرو نشست میر آخور مذکور
دید که میدان جنگ صاف افتاده بعده رفته توپخانه شاه و غیره سامان بدست یغمای خود
آورده و در تعاقب سر کار اشرف مبلغی راه رفته و اسپان خود را دوانید لیکن بر گردش
نرسید پس ردید و سرکار چون برق شتابان خود را در کوهستان خیبر رسانیده چند ایام
در کوهستان خیبر توقف گرفته هر چند سردار محمد عظیم خان جهة بدست آوردن شاه
بطایفة خیبریان تلاش نموده ندادش هر گاه سردار موصوف از درة خیبر عبور نموده داخل
کابل گردیده بعد از دو مه ماه خبر رسید که خطة کشمیر جنت نظیر را خالصه رنجیت سنگه
فتح نمود و عبدالجبارخان فراری شده داخل کابل گردید. سردار محمد عظیم خان ازین
معنی در عظیم غم والم مبتلا گردیده دست افسوس می سائید . وچون مگس بر سر ندامت خود
میزد واز دست جبر جبارخان فریادهای میکرد که ای جبار اینچه جبر کردی که ملک
کشمیر از دست دادی لیکن با تقدیر رب قدیر چه تدبیر ( یفعل الله ما یشاء و یحکم ما یرید )
چون خالصه سنگه این تمامی ملک های کشمیر و پشاور وغیره که گرفته بود بضرب شمشیر که
چندین هزارهای فوج لشکر خود را در میدان معارک بر باد داده و شرح جنگهای خالصه سنگه
دفتری علیحده میخواهد. غرض ولایت کشمیر در نزهت وصفائی بی نظیر ومحل عیش و تماشائی
میباشد دیده مردم تماشای بین از نظارة آن محو حیرت میشوند، بهشت برین را با اوجه
مشابهت و روضه جنت را با اوچه نسبت :
بهشم کم نبینی ملک کشمیر
که صد فردوس پیشش خوشه چین است
لیکن دولت کشمیر عجب تاثیری دارد در هر خانه حا کم راه یافته خانمان اورا بر باد فتاداده
چندین ظالمان کشمیر خراب و برباد گردیده خرابی بنیاد سردار محمد عظیم خان از دولت
کشمیر بعمل آمده و بنیاد سلطنة خالصة رنجیت سنگه که
در عقل نمی آمد از دولت دخل کشمیر منهدم ساخته بر باد رفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
