Machine transcription
( ۱۴۳ )
مشبك گردیده و در زمین افتاده معاونت حسنی پلٹن و گورد پرش اندرون قلعه بردند
و داخل قلعه شدند از آنجا که در آن زمان در میان قلعۀ مذکور سه صد نفر غازیان
جلاوت نشان مردم هندوستان متوقف بودند در عین پرش شمشیر های آبدار از نیام جلادت
اهتمام بر آورده از روی حمیت مسلمانی وغیرت ایمان چنان مقابله ومقاتله نمودند که سه
دفعه سپاهیان حسنی پلٹن را شکست داده از دروازه قلعه بیرون کردند بلکه از قلعه بیرون
آمده تمام فوج را از جلادت وشجاعت خود پس پای نموده و بر فاصله هزار قدم توپ ها را
مبردند در این صورت فرج مذکور چون موج از جوش بحرانی بدرك در اضطراب و پیج
تاب آمدند در این اثنا لیٹن جنرال صاحب بهادر و کماندار چیف بهادر صورت اضطراب
سپاه خود دید دهیتر آواز داد که ای مردان بنگردید و جامه زنان نپوشید در این حالت
غازیان جلادت نشان از پس ترددات دلیرانه و حملات پهلوانانه از میدان بدشوخ تاب
نگردیده اندرون قلعه رفتند چون در این دو توپ صدها مردم در قبضه توپی فدای تیغ
بیدریغ غازیان شده وصدها زخمهای کاری مبتلا گردیدند در فوج بشکستند و هر چهار
طرف قلعه پرش آوردند با وصف این قدر پرش ومعرکه آرائی مردمیکه از قدیم ملازم
ورفيق نواب غلام حیدر خان بودند از روى نمك حرامی بطمع جاه دنیای پوچاه دین
خود را فروخته و از اخذ دلقان که کپیتن روی مرده را زنده نموده از میدان جنگ
پي جنگ گریخته رفتند وهرقدر غازیان جلادت نشان که در قلعه مذکور بودند شربت
شهادت از آب کوثر نوشیدند و داخل روضة جنان شهری من تحت الانهار شدند بعد از
شهادت غازیان علیهم الرحمه افواج انگلیسه بها در استیلای آورده داخل اندرون قلعه
مذکور گردیدند و طنبور فتح وفیروزی نواختند و آنچه که اسباب در اندرون قلعه افتاد
بود چه وجه سه هزار اسپان ترکی تازی و ایرانی ووهزار شتران کابلی و بلقى وبخارائی
و غدادی و قبضه های شمشیر ایرانی اصفهانی و شبرانی وقزرمی و عربی وصده پیاله های
پشمیه کشمیری و هزارها من کشمش و بادام و پسته های خنجان تمکنی وروغن زرد و برنج
و آرد خشک و هزار های تفنگچه و چند هزار جلد کتاب از هر علوم منطق ومعانى واصول
فروع و صرف ونحو وعربی و فارسی هرچه که بودند همه را داخل گدام سرکار
نموده و عالیجاه نواب غلام حیدر خان صورت فرار را در مرآت خیال خود نازیبا دیده
بلکه عار دانسته نترسید دست بشمشیر در قلعه مذکور بر کرسی جلاوت نشسته بود کردا گرد
نواب ممدوح کپیتان سرکبار ایستاده شدند تا آنکه از کماندو چیف صاحب بهادر حکم
شد که پلٹن حسنی و جنرال رائیب صاحب بهادر و برص سکندر خورد و پنجاه سوار را حمید یارخان
خلف وزير وفادار خان و کپیتان برن صاحب در قلعه رفته نواب غلام حیدرخان را گرفته بیرون
بیاوند صاحبان ممدوح بموجب حکم کماندر چیف صاحب رفته نواب را از قلعه بیرون آورده
در خیمه کمانداری چیف صاحب دررساندند صاحب ممدوح نواب مذکور را بکمال اعزاز
واكرام بر کپاویل کمپخواب نشانیده و بسیار تعارف وصفا ومرحبا نموده بعد ازمهاصاحبان
ممدوح براسپان سوار شده ونواب معظم الية را همراه خود گرفته در خیمه اولیای دولت
تشریف فرمای شدند و در حین اختلام نواب مذکور بی محابا بر کرسی بحضور شاه جلوس
نموده و هیچ آداب شاهانه بجای نیاورد وسلام نده نکرد بلکه سخنان سخت و درشت نسبت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
