Machine transcription
« ١٣٠ »
برآمده تشریف فرمای قلعۀ غزنی که در عرصه یازده روز بقطع منازل نزدیک قلعه غزنی
رسیدند و درانجاه شهسوارمیدان جلادت و بهادری غلام حیدرخان خلف صدق امیردوست محمدخان
در قلعه مذکور پای اقامت در میدان معارك افشرده بود و بوائره آتش تفنگ جمال
از شليك اتواب و تفنگه های مین افواج انگلیسه بهادر مضاعف توصیف شده ور گردیده
چنانچه هرگوله که از قلعه مذکور می آمد گویا آفت سماوی بود که بر لشکر سرکار
انگلیسه بهادر می افتاد وتمام روز جنگ واقع و سپاهیان اکشر گرسنه و تشنه کمر بسته
ایستاده بودند و شتران و یا بوگان تاشام بزیر بار مفلوك بودند بعد از شام جای مورچه
بندی منزل انداز شده از جنگ آرام گرفتند روز دوم بوقت دو پاس سردار
محمد افضل خان خلف امیر ممدوح بجمعیت شش هزارلشکر عزم مقابله از يك کوه برآمده
افواج باخبر گردیده جنرال رایت صاحب بهادر و جنرال ماکو صاحب بهادرو دیگر دوازده
صاحبان بجيش وجلالی تمام مسلح و مکمل گردیده بیادشاه معه دوپلٹن وشش ضرب اتواب
برای مقابله محمد افضل خان رفتند تا مدت یکپاس از طرفین جنگ جنگ دی وای
آمده و بسیاری مردمان از جانبین ضایع شده درین اثنای تمام لشکر انگلیسه مستعد
گردیده جانب قلعۀ غزنی جلوتر رفتند که در این حالت دوگوله توپ از جانب قلعه بر آمده
در میان لشکر افتادند يك نفر شترو يك فرسياهى و يك اسپ چون کاغذ بادی برهوای
پریدند صاحبان عالیشان هرگياۀ عنان گواه را وزن کردند بیست و شش آثار وزن پیدا شده
درصورت رسیدن اینچنین گوله های توپ در لشکر باعث تهلکه شده و تمام فوج در هراس
آمده آخر صاحبان عالیشان هر يك كرنيل ميرط صاحب بهادر و میجر کتاس صاحب معۀ
کمیٹی گوره و فوج پادشاهی و کپتان لارن صاحب ولفٹ کرمیل صاحب و جنرال کاتن
صاحب این همه صاحبان شایق مقابله سردار محمد افضل خان بر سرکوه بالارفتہ جنگ
جنگ را انتظام دادند و دوصدو پنجاه نفر از لشکر اسکر رچون اوراق از چنگ جنگ
بر زمین ممات افتادند وقت شام از تقدیرات رب قدیر بی قرار لشکر سردار موصوف
رفته اسیر ودستگیر شدند صاحبان عالیشان آنها را بمحافظت چوکی در حضور شاه
فرستادند همان وقت امیران بموجب فرمان اولیای دولت تفتین همه بی کفن بی گور نعشهای
آنها در صحرای انداختند القصه تمام روز بیکطرف هنگامه رزم گرم و از طرف دیگر
صاحبان لقمان حکمت در تدبیر مورچه بندی قلعه و کندن نقب مصروف بودند چون از
مضبوطی مورچه ونقب نهایت بتصویب کرده از کتاب فردس حکم بر آمده که جمع
صاحبان بوقت علی الصباح در قلعه مذکور رسیده حاضری را در آنجا تناول خواهند نمود
و يك يك اشرفی طلا بسپاهیان هر که سر حریفان بریده آوردند از سرکار انعام داده
خواهد شد چون فردا شد تمام فوج از سوار و پیاده تیار شده نزدیک قلعه مذکور رسیده
هر چهار طرف قلعه را چون قط پرکار محاصره نموده و يك نقب را از دروازۀ مغرب
قلعه بفاصله هزار قدم تیار ساخته و یا باروت پر نموده و يك مشك باروت بیرون دروازه
قلعه گذاشته دفعتاً سه هزار گوله توپ و تفنگ بر ابواب قلعه مذکور زدند و دم نقب را
آتش زدند که یکبارگی نقب دریده زمین آن بر اسمان پریده و چنان طوفان دود وغبار
گردیده که شش جهات بنظر نمی آمدند در این صورت دروازه قلعه که بضرب گوله های
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
