Machine transcription
«۹۴»
امیر کبیر اولیای دولت از دست جهان خان مری کشته شده درین صورت آتش خشم
اولیای دولت شعلهور گردیده عالیجاه سمندرخان را بمعهُ سههزار لشکر سوار و پیاده
و هفت عرابه توپ حکم داد که امیران خیرپور هیچ ادب و لحاظ سرکار اشرف ملحوظ
نداشتند الحال سرکار را لاچارست چو از سر بگذرد آب ای خردمند . چه مادر بزیو
پای فرزند . شما رفته در مقابله لشکر امیران خیرپور بجوانمردی بکوشید هرچه بادا باد
نوعیکه رقم ازل در دفتر تقدیر بمقتضای جف القلم بماهو کائن ثبت است از پرده تقدیر
جلوهگر خواهد شد و امیران خیرپور نیز بسبب کشته شدن عالم خان مری عالم عالم فتنه
و فساد و جهان جهان شور و عناد برخواسته طوایف بلوچان سرکردگان هر یک فقیت
خان مری و دهنگانه خان مری و جلالخان مری و فضلمحمد خان مری وطایفه نظامانی
و جلپانی و باگرانی و غیره طوایف در عالیجاه میررستم خان و سیدمبان غلام مرتضی شاه
از میرصاحب میرعلی مراد خان که سید ممدوح همیشه سرخوش باده غرور و بهادری و سرمست
شراب معارک و جوان مردی بلگه خودرا رستمداستان میگفت از انتقام کشی عالم خان
مری که پیاده کارزار ود چون شیرغران و مانند رعد خروشان معهٔ جمعیت لشکر موفوره
چون گردباد از هرطرف دوان دوان و کلاهای ټالوپری بر سرهای خود کج نهاده
و بروت ها را تاب داده یاوه گویان خودها را درلوهری رسانیدند و عبور در پای نموده
درمقام سهکه رسیده دست بظلم بتحزیب و عایای سهکه از تنگناالب مالایطاق دراز نمودند
و ادب درگاه فیض پناه حضرت شاه خیرالدین علیهالرحمه مرعی نداشته باوجود یکه
اولیارا هست قدرت ازاله
تیر رفته باز گرداند زراه
هر که در مهام توسل واستمداد از اولیاءالله نجوید در هیچ معارک که سرفتح و نصرت
نه بندد و عالیجاه سیدمحمد کاظم شاه که چند روز حسب الارشاد مؤکلان خود در خیرپور
متوقف بود در اندفاع شرارت فساد و اطفای آتش فتنه وعناد و بنای اساس سمکوک واتحاد
مابین امیران وشاه بسیار سعی و تلاش نمود ، لیکن از تقدیر رب قدیر مؤثر نیفتاده عالیجاه
سیدممدوح بجهت توقف خود در خیرپور بمیرصاحبان خیرپور بسیار گفتگو نموده لیکن
امیران مذکور از لحاظ عتاب امیران حیدرآباد درجواب گفتند که ما بیان نمیکوئیم که
درخیرپور بمانید یا بروید اختیار خود دارید آخر بعد ازچندایام پروانهُ امیران حیدرآباد
موسومهُ سیدموصوف صدوریافته مضمونش این که لقمٰن خوان رنگین طعام امیران خیرپور
بشما نمیگذارد که ازآنجا حرکت نمائید و لقمٰئی از خیرپور بردارید باید که دست خود را
ازین خوان رنگین کوتاه نموده ازآنجا روانه ادو کانه گردید بعالیجاه بهادر خان
کوکر همدم مأدمخوان اتفاق شوید چون از صدور اینچنین پروانه بسیار مکروه طبعت
عالیجها سیدمذکور شده و از بی انصافی و بی تمیزی مؤکلان نوجوانان خود افسوس میخورد
آخراالامر المامور معذور سیدمذکور ترک خیرپور نموده بعزم لاد کانه روانه منزلاول
درتندره لقمانخان انداخته اتفاقاً درآن شب خبر کشتهشدن عالم خان مری در خیرپور
رسیده و درنصف شب های و هوی درشهر خیرپور وا قع شده و درهر کوچه و بازار تک و دو
مردم بلوچان میرفت و بزبان سندی آواز میدادند و یاوهگوئی می کردندچون صبح شد
عالیجاه سید محمد کاظم شاه بدریافت این خبر مری مذکور ز فتن خود جانب ادو کانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
