Machine transcription
( ۳۳۰ )
فلز را هم نصب میکردند ، یکنوع گرز كوچك ديگر هم داشتند كه معمولاً آنرا
به كمر می بستند و آنرا بر دشمن پرتاب میکردند . این گرز معمولاً تیغه های
تیز داشت و آنرا میخ کوب میکردند و اوستا آنرا خطر ناك ترين تمام اسلحه
قلمداد کرده است و سلاح مخضو ص " ميتهرا " رب النوع آفتاب بود و آنرا
" وزره Vazra " میگفتند كه معادل آن در سانسکریت " وجره Vajra " است و پهلوان
معر و ف كابلى يا سیستانی كر سسيه Kersaspa این سلاح را همیشه با خود
داشت . ( ۱ )
چکوشه Chakusha يا تبرزين سلاحی بود دو دمه و بر نده . کلمه چکش از آن
بمیان آمده .
پهلوانان دوره اوستایی كشور ما يکنوع نيزه های کوچکی داشتند كه نسبت
به تير بزرگتر بود و به قوت بازو بر دشمن پرتاب میشد و معمولاً يك پهلوان ۳۰
عدد آنرا با خود می برداشت همان طور که شدت تیر به قوت انعطاف كمان تعلق
بیشتر د اشت تیزی رفتار واصابت این نیزه ها مربوط به قوت بازو ومهارت
انداخت پهلوان بود. تیر و کمان در جنگ های این زمان استعمال میشد . كمان
را معمولاً از چوب های قابل انعطاف میساختند وزه آن را از پی یا روده حیوانات
تهیه میکردند و آنرا « اره زازهی Arezazhi » یعنی « فاتح جنگ» می نامیدند .
تیر را « ئیشو » Ishu میگفتند واز نی یا شاخه های اشجار میساختند . آ ن حصه
تیر را كه در چلهٔ كمان مانده میشد . « پای» میگفتند و معمولاً از شاخ ساخته
میشد نوك تير را « دهن » میگفتند زیرا آن قسمت به بدن دشمن اصابت میکرد
و خون دشمن را می مکید و از مفرغ ساخته میشد. يك پهلوان ۳۰ عدد تیر در
تیر کش با خود می گرفت. « ارخشه » Erkhsha در اوستا بحيث ما هر ترین تیر انداز
آن عصر خوانده شده که تیر را از کوهی به كوهی پرتاب میکرد نیزه و خنجر
و فلاخن هم در میان پهلوانان كشور ما در عصر او ستائی معمول و مروج بود نيزه ها را
(۱) مجسمه های « واجرایانی » محافظ بودا مجهز با گرز به تعداد زیاد از هند پیدا شده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
