Machine transcription
(٧٥)
که خواهم اگر او ر ندم به پیش به چشماك زدن بسته مولای خویش
یوسف امیر آنچه از خاص و عام شنید ید بو ده است بهتان تمام
امیرش بخوانند و لیکن امیر بنام است و در مال و دولت فقیر
سه فرزند دارد که شمشیری اند قوی زور و با صولت شیری اند
بمردانگی هر سه تا رستم اند چنان شیر مردان به عالم کم اند
ولیکن چه خیز د ز دست سه تن چو در ملك نبود كس از خویشتن
چنین ملك هنگام بشکافتن بچوب ولگد میتوان یا فتن
ز ما يكدو کی گام بر داشتن ز بد خواه ما ملك بكذا شتن
در آن ملك از ما رسیدن بس است که خواهان و جویان ماهر کس است
چو بشنید این ماجرا شهریار بفر مود تا لشکر از هر کنار
فراهم چنان گشت کاندر فراسگ بباد صبا شد گذر گاه تنگ
سه تن در همه نامداران خویش پسندید و بنمود سالار جیش
یکی لات جنگی دوم داکتر سوم سر ور کابلی نامور
مقرر شهی کرد بر شه شجاع که تا اهل کابل به جنگ و نزاع
نخیر اند بر خصم و خویشتن که سازند فرما نبری مرد وزن
بوقت مبارک به بروز سعید سپاه فرا وان بكابل كشيد
چو لشکر روان گشت زان سر زمین بجنش در آمد سرا سر زمین
پس آهنگ در کاسکته پایداشت هراول (۱) بلدیانه رایت فراشت
ز اد با نه چون رو بره ساختند پلنگ افگنان از دوره تاختند
که تا چون رود از دو سو سیل تند شود خصم را تیغ تدبیر کند
شدند از ره سند همراه شاه يك ونيم لك چيده چيده سبا ء
(۱) بكسر اول وضم و او فوجیكه از همه پیش باشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
