Machine transcription
(٦٤)
چو گوهر ز لحن بهاری بسفت چو گلزار دلهای مردم شگفت
چنان خورفتاد ازسرود به گاه تو گوئی که دیگر نخیزد بگاه
چو آهنگ از لحن گبری ز ده چوهندوی شب چرخ کبر از ده (۱)
چو پرویز آن عیش شیرین بدید سرودی بدانسان بگوشش رسید
سه تاری که بد بار بد را بدست دو دستی بفرق نکیسا شکست
ز تعریف آن بزم عشرت سرشت چه گویم که نبود مگر در بهشت
چوشد مجلس عیش و عشرت تمام شده دور او ختم بردور جام
نشاندند آنماه برج جمال بمهد مزین چو مهد هلال
فشاندند بروی چوباران گهر نقود نفیس و عقود درر
رساندند آن رشک حور و پری چو ناهید در خانه مشتری
تو گوئی مه آمد زبرجی برج درخشنده لعلی زدرجی بدرج
چو مانند لیلی عروس جهان شد اندر سیه خیمه شب نهان
برون آمد از مهد مشرق قمر عروسانه شد برفلك جلوه گر
سر کرسی آبنوسی نشست زمین و زمان حله نور بست
طبایع زجا برد معجون خواب زمستی اثر داد افیون خواب
شه ملك تن درحریم دماغ زده کله (۲) خواب بهر فراغ
بخلوتگه خویش هر کس نشست در از آمد و رفت اغیار بست
بت سیمتن اکبر مه عذار شگفته جبین تر زخرم بهار
تبختر کنان همچوطاؤس مست شگفته چو گل دسته گل بدست
در آمد به خلوتگه راز خویش نظر کرد بریار طناز خویش
بتی دید چون سرو آراسته رخش خوشتر از ماه ناکاسته
یوسف بقدان هرسخن سنج فرد بوجه حسن هرسرا با که کرد
(۱) نیمروز بمعنای وقت چاشت و نام پرده از موسیقی و نام ملك از سیستان نیمروز اول مصرع اول جانشین سهو کاتبان است زیرا معانی نمیدهد مصرع اول باید چنین می بود ع ـ چو از آفتاب فلك نیمروز (۲) کله بكسر كاف وتشديد لام مفتوح خیمه وسرا پرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
