Machine transcription
(٢٤)
تن چند دیگر که همره بدند
بکابل ز سر فتنه بر پا شده
جهان از دو حکمی چه گردد بباد (۱)
زمرگ برادر محمد عظیم (۲)
بکشمیر بگذاشت جبار خان (٤)
بخصم افگنی دست و بازو گشاد
یکی را بگرز آنچنان سر شکست
یکی را که از تیغ کین سر برید
ولیکن بدل باز او کس اسفد
چو ماهی درون جمله از خار خار (٦)
چو رنجیت را گشت زین آگهی
زبیکوی دارند باهم نزاع
ز دیگر طرف کامران دشمن است
چو دارد بداندیش در خانه چنگ
سگان چون خروشند از هر کنار
بهر سو فرستاد نام آوران
بزور و بزر فتح کشمیر کرد
چو از هر طرف ملك افغان ربود
چو رم خورده شیران بکابل شدند
بهر ناحیه شور و غوغا شده
چه صد حکم شد چون نخیزد فساد
چو بشنید گشته دلش را دو نیم (٣)
خود آمد بکابل چو شیر ژیان
نشاند آن همه جنگ و کین و فساد
که گردن کش دیگر از پا نشست
دگر کس سر اندر گریبان کشید
همه خوار و غمخوار او کی اند (٥)
برویش چو گل خنده زن آشکار
که از شاه شد تخت کابل تهی
دگر سو کمر بسته بر کین شجاع
همین وقت وقت شکاو من است
نیارد که آرد به بیگانه جنگ
نماند بشیران فراغ شکار
بفوج فراوان و گنج گران (٧)
چو ملتان بسی شهر تسخیر کرد
عزیمت به تسخیر کابل نمود
۱ - خ ، جهان از دو حاکم چو گرددیباد اگر صد شود چون نه خیزد فساد
۲ - محمد عظیم خان برادر وزیر فتح خان معروف است سردار کلان لقب داشته . در ١٢٠٠ ه ق
تولد شده و در ١٢٣٨ ه ق وفات کرده است مادرش از نصرت خیل بوده .
٣ - « ك » ، چوبشنید گشتش دل از غم دونیم .
٤ - نواب جبار خان برادر دیگر وزیر فتح خان است که مدتی حکومت کشمیر را داشت
مادرش از مردمان کوهستان کابل بوده و در ١١٩٧ ه ق تولد یافته است . مرگش
در ١٢٧٠ ه ق اتفاق افتاده .
٥ - ك ، « مدد گار و غمخوار او کس بشد »
٦ - ك، وه »، « چوماهی نهان جمله در خار خار » ٧ - خ ، بفوج زیاد وزبر بیکران »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
