Machine transcription
(۱۱)
که چون خر بمیرد میان نمک نمک گردد از یمن کان نمک
الهی بسی کار بد کرده ام خطاهای بی حد و عد کرده ام
مه چندانم از کار بد منفعل که از کارهای صوابم خجل
نگشتم دمی همدم ذکر تو فتادم زخودرائی از فکر تو
گناهم ز حصر ملک در گذشت (۱) بکثرت ز قصر فلک در گذشت
درخش درخشان زحمت فروز گناهم بسوز از گناهم مسوز
چنان شسته اوراق جرمم به آب کن از ابر رحمت که روز حساب
ملک ساکت اندر حسابم بود چو آن دفتری کش ورق گم بود
الهی با ین سروران گزین کن آزاد مسکین «حمید» حزین
مکن رو سیاهش بریش سفید مرا فش زدرگاه خود نا امید
در مدایح ظل رب العزة كهف الفقرا
شیخ غلام محی الدین حاکم کشمیر (۲)
شبی چرخ را گفتم ای تر ک مست بتاز ام غاز تیکری تیز دست
بود روز و شب تا بپایان دور سرشت تو بیداد و رسم تو جور
نه عهدت بود راست با هیچکس (۳) نه دور کجت راست با هیچکس
بدو ر جفای تو گریـان سحاب بتاب از تف آتشت آفتاب (٤)
بیاد از تو بنیاد هر خانه ایست خراب از تو هر جا که ویرانه ایست
در ین روزها بر خلاف قیاس زجور و ستم بیستم در هر اس
گذشته ز آئین و عهد نخست باین کشو ری در در ستی درست
ز اوضاع خود بر کران بیستم بکف سبحة اختران بیستم
بکشميريان مهربان چون شدی تو خود گرگ بودی شبان چون شدی
گزین گونه در خلق آسایش است نشاط وطرب اندر افزايش است
تو و اینچنین کارها ساختن دغا باز و نرد دغا باختن (ه)
(۱) نسخه در : گناهم ز قصر فلك در گذشت بکثرت ز حصر ملك در گذشت
(۲) فعلا سوانح مفصل غلام محی الدین موصوف در دست نیست امید است در موقع طبع جداگانه
کتاب در حصه ملحقات بتوانیم ترجمه حال او را به دسترس خوانندگان عزیز بمگذاریم.
(۳) خ ، نه عهد تو بر پاست با هیچکس (٤) م ، بتاب تف تست گرم آفتاب
(ه) خ : دغا بازونرد وغاباختن .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
