Machine transcription
(۱۸۹)
نبودی تو آشنای نازك دماغ که بوی گلت بود دود چراغ
که امروز طفلان بازار و کوی سرت را بپا زنند مانند گوی
کجائی تو آرام جانم بيا ببین سیل اشك روانم بیا
زدرد فراق تو پیر او غوان ز نرگس ببین سیل شبنم روان
بیا اینکه چشم کواکب اگر بر خسار من نیز کردی نظر
ترا جوش غیرت زبس خشم و تاب برا فروختی چهره چون آفتاب
کنونم دگر پیش نامحرمان چگونه طپانم ز جور زمان
بیا ای دو چشم جهان بین من ببین پرهن و زلف پر چین من
(۱) که چون گبنده بر خاك افگنده ام چسان بر فراق تو پیچیده ام
بیا ای کله دار آفاق گیر سرافرازی تاج و زیب سر پر
که در کابل امروز بر خاك راه تنت بی سر است وسرت بی کلاه
بخواهم بشهر خودت شهریار و یا مفلس و بیکس این دیار
بدینسان چندان نوحه زار کرد که رخنه بکه همچو دیوار کرد
ز شیون همه مردوزن در نفیر چومرغان انبوه گرم صفیر
جهان گشت در چشم شان غمکده همه در شده مثل ماتمکده
باین رنج و سختی و اندوه و درد فلك ترك آزار شان هم نكرد
کمر بسته بر رنج و آزار کرد پسرهای کابل گرفتار کرد
شد از چرخ نازل بلای شگرف که شد صحن با بام یکسان ز برف
زا بر جهان گیر او ز برف دشت زمین هشت شد آسمان نیز هشت
زباریدن ابر کافور بار سمن دسته شد شاخ بید و چنار
بترسید از تیر باران برف بپوشید چار آینه بحر ژرف
زتاثیر خود آب دلکش شده بوزند گی مثل آتش شده
به پیر فلك شد زسردی کباب گرفته ببر منقل آفتاب
(۱) تصحیح خ : که چون از فراق تواش کنده ام چه بیقدر بر خاكش افگنده ام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
