Machine transcription
(١٦٠)
ازان سنگ و آهن بجستی شرر نمودی چه فلخمو ری اندر نظر
دلیان کابل دران گیر ودار نکردند جز تا ختن هیچ کار
شتابان دران گوله و سیل سنگ رسیدند نزد سپاه فرنگ
ز جمع اچکزائیان دلیر همان خان عبد الله نره شیر
روان بود از جمله لشکر به پیش بش پهلوانان همقوم خویش
نخستین در آمد بفوج فرنگ چو پیلان سرمست پیوست جنگ
چو اندر صف رزم دشمن رسید زابر میان برق روشن کشید
چنان دشمنان را سر انداز شد که از رشته زه گره باز شد
اچکزی جوانان پولاد پوش بدنبال آن سر ور تیز هوش
به تندی چو شیر ژیان آمدند بسفوج عدو در میان آمدند
بر آمد علمدار و بیرق نشاند سرش بر سر اوج پروین رساند
بدنبال شان جمله لشکر رسید شد از جنگ شور قیامت پدید
زبندوق ها شد دران کربلا چنان گرم با زار جشن بلا
که زد گاودم خندۀ قاه قاه (١) زخر مهره شد نعره واه واه
سپر داشت در دیدنش چار چشم زره در تما شا به بسیار چشم
در آمد جلا جل بدستک زدن دهل گشت سرمست خنیک زدن
به بسیار سر ز آفت گوله ها شد از خون زبینی روان پوله ها (٢)
دگر زد کمان چین بر ابرو فگند زسر کار خود کرد نیزه بلند
بسا عیش کز تیر ها تیره شد بسا چشم کز خار ها خیره شد
در آنجای بیرحمی وخشم و کین سپر ها شده چشم ها آهنین
بسر ها سرو کار شمشیر بود شفاعت سپر در میان میهمود
(١) گاودم بمعنی کرنا
(٢) پوله ها، غالبا لوله ها، باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
