Machine transcription
(١٦١)
زبی اعتباری فرنگی و شاه نکردند زنهار دروی نگاه (١)
کسی اندران قلعه نگذاشتند که کی دشمن خودنه پیدا شتند
درو مانده بود از شهان بزرگ یکی توپ چون اژدهای سترک
برش ملك ميدان به آن وزن وسنگ نمایان چو به ملك ميدان تفنگ
صدای ظفر جنگ زیر و بمش دم بند کی میز دی با دمش
زمین باد هاتش زيك لقمه کم نهفته دو صد دوز خش در شام
چو از عظمتش یافته آگهی فتح جنگ را گشته قالب تهی
برنگ وصفت سبز و اری تمام مخالف شکن چا رباری بنام
بسر کوبی دشمن کند یسای بدژ تیز دستان گرفتند جای
چودین پرورو چار یاری بدند مدد جوی از چار یا ری شدند
دگر روز چون لاطیه دلسوخته چوتوپ آتش کینه افروخته
بغرش در آور دتوپ گران قیامت بر انگیخت از هر کران
چو سر سا میا ن عديم العلاج بجوش آمد، توپ صفر امزاج
ازین سوزدش چارپاری خروش که ای خارجی خوی وبیدین خموش
توبنشین که هنگام شورمن است بملك جها ن دور د ور من است
زپشت گریوه سه توپ کلان زدند از پس چار یاری فغان
خروش و فغا نهای شان بیش و کم موافق بهم گشته چون زیرو بم
بدا انگونه کردند جوش و خروش که بنشست توپ فرنگی خموش
چپ و راست گردان کابل زمین همان گوله ها میز دندش بکین
که زین بیش بردند آندو خته زافگنده خصم دل سوخته
زفرط تف ول بلا بر بلا بزد خاك آن دژدم از کر بلا
بیفتاد در قلعه جوش و خروش خزیدند مردم بسوراخ موش
شده هر کس از جان خود نا امید ز باد خمار جمله لرزان چو بید
دران منزل بیم و رنج شدید چنان شور مردم بگردون رسید
(۱) زنهار : بمعنی هر گز.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
