Machine transcription
(4)
صفت معراج سرور عالم مفخر آدم صلى الله عليه و سلم
در آن شب که آن شهسوار براق
عنان تافت بر قطع سبع طباق
درخشان شد، چهرۀ مهر و ماه
ز نعل براقش زهی پا بگاه
الوا العزم و مرسل ثنا خوان او
همه چشم دریوزه خوان (1) او
خروش از سلام و درود از ملك
ملك بر ملك شد فلك در (2) فلك
در افکند در سدره روح الامین
سرافیل پر (3) بر کشاد از کمین
ز بار نبوت سرش گشت خم
قدم بر قدم راست میکرد دم
مطاع و متاع دو عالم سپرد
بر فرف که آن گنج بی رنج برد
سلیمان ز نغتش مگر گردباد
کزان روسریرش روان شد بیاد
بر آمد ز تخت روان چون به عرش
همه عرشیان دیده کردند فرش
نمودند گرد سریرش طواف
ازان عرش شد عرشیان را مطاف
بفرمان فرمانده كن فكان
در آمد بخلوت که لا مكان
همه عضو عضو تنش يك بيك
بدیدار دیدن شده مردمك
درو عکس و صف سمیعی فتاد
بهر موی گوش شنیدن کشاد
بدید آنچه کوراست آن چشم هوش
شنید آنچه نتوان شنیدن بگوش
چه بیند بجز آب چشم حباب
که از آب جزویست بل عین آب
بصد رو سال آن چشماش نشاند
که گنجایش قاب قوسین نماند
چو حق گفت او حی الى عبده
بتشریح چون من کنم دل تهی
حجاب دوئی از میان گشت دور
به نوری علی نور پیوست نور
همیکرد خود خویشتن را نظر
و گرنه چه امکان (4) حد بشر
بجوشید ش از سینه علم از ل
ادا کرد در حضرت لم يزل
صلوة وتحيت بحسن ادب
معرف بتعريف اهل عرب
جواب تحيت ز رب المجيد
بوجه فحيوا با حسن شنید
زهی کزخم سرمدی نوش کرد
عجب بین که خود را فراموش کرد
(1) م : نان (2) م : بر (3) م : سر (4) م : زحد .
اکبر العامه (1000) جلدت عبدالاحمد و محمد امین و حیدر علیخان رجب علی ه اجرائيه شعبه تاریخ 7 جوزا 102 در مطبعه عمومیه کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
