Machine transcription
( ۱۳۸ )
ایگر د ند تما همنشین امیر نخواهد شد این ملك فرمان پذیر
چو از درد دندان بگر دد مزاج چه باشد جز اخراج دندان علاج
پس آن به که اینها به نیرنگ و رنگ فرستی بهر رنگ سوی فرنگ
که تا شهر گرد دزد شمن تهی شود ایمن از رخنه ملك شهی
ملك ر اصلاحش بیا مد پسند شمرده دوای مضر سود مند
همه نامدارا ن فرا هم نمود زبان تملق بیا ن بر گشود
بتمهید گفت ای خوا نین من وفادار و غم خوار دیرین من
زبس حسن خدمت که ورزیده اید به انواع بخشش پسندیده اید
چو صیت نکوئی نما ند نهان بلندن شنید است شاه جهان
چنان از شما راضی وخوشدل است که هردم بدیدن دلش مایل است
چو مولی کند بند گا نرا طلب بتکلف شدن نیست شرط ادب
بیا ید به خدمت بیستن کمر بدانشو شدن پا نموده ز سر
خوا نین چو این نکته کردند گوش چو مدهوش رفتند از عقل و هوش
بهر يك چنان گشت حبس نفس که مرغ نو آورده را در قفس
زبا رگ زلیها محمد زمان (۱) یکی بود هشیار و شیرین زبان
بگفت ای شهنشاه دارا حشم زتخت کمین پا به تخت جم
بجان وتن ماست حکمت روان چوحکمی که نازل شد از آسمان
بتاج ار نوازی زنی ور به تیغ نداریم در هر دوسر سردریغ
بهر سو که گوئی شتابنده ایم چه آنجاچه اینجا کمین بنده ایم
ولیکن چـو پیش است راه دراز ضرور است زادره وبرگ و ساز
بباید که بهر سر انجام آن بود چند گه مهلتی درمیان
ملك گفت در بستن بار خویش بساز ید تا هفته کار خویش
پس از هفته تعجیل رفتن کنید سخن ختم شد ختم گفتن کنید
( ۱ ) مطلب از نواب محمد زمان خان بن نواب اسد خان برا در زاده اعلیحضرت
امیر دوست محمد خان می باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
