Machine transcription
( ۱۳۹ )
خواتین بجستند اندر نفس دویدند بیرون چو مرغ از قفس
چو از خلط سودای شب شد عیان سواد سواد از سواد جهان
فلاطون خلوت نشین قمر برون از خم مشرق آورد سر
برو شبضمیران انجم نشست سلاح و سلاح فسادش بیست
خواتین کابل زبین یکسره فرا هم نشستند در مشوره
زبار کزئیها محمد زمان دگرخان عثمان «۱» و جبار خان «۲»
ز قوم اچکزی بلند احتشام یکی خان که عبداللهش «۳» بودنام
ز غلجائیان شاه خان «٤» بودنیز دگر کس مسمی به عبد العزیز
محمد امین خان عالی مقام دگر نامور نام عبدالسلام
محمد زمان خان فرخ نهاد بگفتار شیرین زبان بر کشاد
که یاران شنیدید گفتار شاه بدیدید آن آب در زیر کاه
زبانش چه گوید چه دارد بدل ادای نکو معنی جان گسل
ازین گفت آن گفته پیچ پیچ که دانست کاینها ندانند هیچ
خیالش که مارا به نیرنگ و رنگ بسازد گرفتار قید فرنگ
حریف است در بند آزار ما فتاده در اندیشه کار ما
نمی برد هش حیله گر بکار نگشتی زما هیچکس رستگار
(۱) مطلب از سردار محمد عثمان خان بن نواب عبدالصمدخان می باشد نواب عبدالصمدخان فرزند هفتم سردار پاینده خان است که در سنه ۱۲۰۰ هـ ق تولد یافته در ١٢٤٤ هـ ق وفات کرده و در محل گندمک واقع عرض راه سابق کابل - دفن شده است .
(۲) جبارخان. مطلب از نواب جبارخان بن سردار پاینده خان می باشد که درسنه ۱۱۹۷ هـ ق تولد یافته و در سال ۱۲۷۰ هـ ق از جهان رفته است مزار او در زیارت عاشقان و عارفان کابل میباشد .
(۳) عبدالله خان اچکزائی یکی از سران ملی و قومی می باشد که هنگام فتنه انگلیسان مجاهدت زیادی برای نجات وطن کرده و بالاخره در ۲۷ رمضان سال ١٢٥٧ هـ ق در جهاد با انگلیسان در کوهستان کابل به ضرب گلوله یکی از منصب داران انگلیس بنام سیل جراحت بر داشته و در ١٤ ماه شوال سال مذکور جام شهادت را نوشیده است .
(٤) مطلب از محمد شاه خان بابکر خیل غلجائی می باشد که از سران قوم در آن وقت بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
