Machine transcription
( ١٢٤ )
که رستم بزد برسر اشکبوس ویا برزربو ند قفطال روس
تن سفته بگرفته زانسان رمید سمندش که صر صر غبارش ندید
رسید از پسش زشت روی دگر بجائی کله د اده طشتی بسر
سراپایرش ازبرص دا غ دا غ دریده دهن تا گلویش چوزاغ
وجودش چوبوزینه گان پر زموی ز زنگار چشمش زشنگرف روی
دو سوراخ بینیش چا ه سیاه که از اندرون رسته دارد گیاه
امیر از غضب نعره چون شیرزد روان بر سرش رفته شمشیر زد
فرنگی بیاور دبر سر سپر بعیاری از پس بدزد ید سر
چومه از سپر گوشه بر درید سرتیغ برطرف خودش رسید
زتر کش جدا پاره شد چو میخ بموی سرش رست از برق تیغ
فرنگی تبر زین زدش بر کمر اشد بر زره زخم او کار گر
به تیغش بزد میر شمشیر زن چوبرق در خشان به بید کهن
شد اززخم آن برق روشن گهر سرش پایمال و سپر بی سپر
بشیر ژیان افضل کابلی مبارز شده نامور کاتلی
چنان ژرم کردند با همدگر بشمشیر و تیر و سنان و سپر
که دیو سپید و تهمتن بجنگ نمودند باهم در ان غار تنگ
پس پشت افضل سواری کمند بیفگند و با زوش آمد به بند
یل کابلی آن چنان زور کرد که آمد کمندافگن اززین بگرد
عنان تازی کرد سویش سمند جهانبدو از زخم تیغش فگند
سوی کابلی باز گر دید باز بدانسان که برصید دراج باز
چنانش بشمشیر گر دن برید که سرهم بد نبال جانش پرید
چوشمشیر گردن فرازی گرفت چپ وراست شمشیر بازی گرفت
زگردانکشی هر که گردن زده چوشیرش بشمشیر گردن زده
بسا سر کشانرا شکسته به مشت سر و گردن ودست وپهلو وپشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
