Machine transcription
( ١١٤ )
نهانی در اندوه وجانکاهی است کم از پاسبانی چنان شاهی است
خود آن ابلهان شهریاری کنند بنامش عبث طبل شاهی زنند
خرابی اثر کرده در هر مقام شده مبتلای بلا خاص وعام
شب و روز خواهندت از کردگار فزون از همه مردم کوهسار
ازینجا قدم از تو برداشتن وزانها سر رایت افراشتن
امیر سرافراز فرخنده خوی سرا پاچو بشنید این گفتگوی
بر ان شد که روسوی کابل کند دگر ریشه شمن تقابل کند
بیغد کزین پردۀ نیلگون چکونه دگر بازی آید برون
بوزم مخالف کمربست چست سپاه پراگنده خویش جست
زمردان و گردان خنجر گذار همه جمع گشتند با صد سوار
هم از میر والی مدد خواسته (۱) همه آلت رزم آراسته
بجمع قلیلی که اندر شمار همی بود از پنج تا شش هزار
توکل بفضل خدا ساخته سوی شهر کابل هیون تاخته
بکابل خبرلات جنگی شنید (۲) که لشکر امیر دلاور کشید
کمر بسته بر کینه تنگ آمده بگردان ازبک بجنگ آمده
بفرمودتاداکتر چل هزار (۳) زلشکر برد با چهل تا مدار
بتازند یکسر چو ببر ژیان بقصد شلار هزبر ژیان
گرفتند خم کمندش کنند لگد کوب سم سمندش کنند
بجنبید لشکر چو سلاب تیز پدید آمد اندر جهان رستخیز
زلشکر چنان موج طوفان شده زمین کشتی گشت طوفان زده
(۱) میروالی در آن وقت حاکم خلم ( تاشقرغان سابق ) بود .
(۲) - داکتر لاتن انگلیس هنگامیکه امیر کبیر از خلم جهت استیلای کابل بعد از فرار از حبس بخارا روان شد در بامیان باعدۀ از سپاه سوار و پیاده وعددۀ توپ موقعیت گرفته بود . چنانچه پس از محاربه شکست یافته عساکر منظم ردّ وامیر کبیر مجدداً باز گشت .
(۳) هنگامیکه امیر کبیر مجدداً از خلم از راه خنجان با صد تن ملتزمین رو بسوی کوهستان کابل نهاد، شاه شجاع از موضوع باخبر گشته شهزاده تیمور را با جنرال سیل سیکندر پارنس و افواج انگلیس به جانب کوهستان فرستاد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
