Machine transcription
صفحه ( )
ه ارمغان میته »
همه رفقا میگویند آن آن وقت تو یکی يك چو بك كو كرديید اكن
اشرف : بيك دانه گوگرد را گرفته میگوید :
یا تبد گرد شوید ، هر کسیکه با د ندارد ، بگوید سر وقت است .
اگر کسی نمیکند . از حالا از میدان خارج شود .
سعيد : اینهم نمیتا نم و ( میخیزد )
انور: من هم ( میخیزد )
(هر دو دست به دست به طرف قربان رفته و با او مشغول کار و صحبت میشوند،)
در اثنای بازی همه خنده کنان به کور گویی و لطیفه گفتن شروع میکنند
سگان پرا ك وكند . و كيا نه در بین رفقا رد و بدل و همینطور
وقتی را در بر میگیرد .
انور : از گوشه تما شچه صدا میکشد :
: او ، او مزاق نکنید بگیرید سازها را ، بسکند از یقه بسکند از یقه
( کسی به سخن او گوش نمید هد و بین خود میخندند )
( قاسم : که عصبی ، معلوم میشود )
ـ : بسگـــــدار اشرف ، بسیار خنده نکنو ؟
اشرف : برو با با بتو چه دلم که هر قدر بخندم ( وقهقه میخندد . )
قاسم : ( به حدت ) میگم نه کوخند ، بس است وا لله درانه پاره میکنم
( اشرف بدون اینکه به این جدیـت قاسم اهمیتی دهد خنده
دیگری سر داده و میگوید : )
منه خو تره چیزی نگفتم ، آیا برای من خنده ممنوع است ؟
من غیر از يك کلمه چیز دیگر نگفتم :( و باز میخندد )
( قاسم : که از حد ت میلرزد ) :
ـ : بس است ، بس است زبانتی اگر ببار دیگر خندیدی
وا اللهغار غبارت میکنم .
( ا شرف از شنیدن جملات مضحک و بر انگیزنده
خنده میگوید )
ـ : حد ته نشناس قاسم ـ بحث لجا قت درینجا مورد استعمال
نداشت( و از حدت باز میخندد )
( قاسم بالای اشرف حمله میکند ولی اشرف او را نیگه
کرده ) و میگوید :
ـ : برو برو آدم به سرشت ، این جیا جای جنگ
نیست و مهونشو کمدام قصد و عنادی ندارم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
