Machine transcription
ه از مغان میمنه ،
()
نگارش دکوهی
در ام
ایثار
در ٤ صحنه و ٧ پرده
اشخاص : قاسم (تایپست) ٢ـ اشرف (رسام) ٣ـ عتیق (مدیر) [برادر اشرف]
٤ـ حمید (داکتور) ٥ـ انور خان (معلم) ٦ـ عبدالله خان ٧٠ـ رسولخان
٨ـ رؤف جان ٩٠ـ لطیف جان ١٠ـ رشید (پسر اشرف ٨ ساله). ١١ـ انیسه
(دختر اشرف ٥ ساله) ١٢ـ قربان (آشپز)
صحنه اول
پرده اول
اشخاص : قاسم خان ، اشرف خان ، حمید خان ، انور خان، عبدالله خان
رسولخان ، رؤف خان ، لطیف خان ، قربان (همه به لباس عادی)
دیکور : صحنه بايك طبقه رینگنرم فرش بوده و دو کرسی گل به اصول (سویس)
دیده میشود، در گوشه و کنار خیابانها پتههای انبوه گل بمشاهده میرسد.
در قسمت عقب چوپترۀ خورد و زیبایی مشاهده میشود که آنرا عشق پیچان
و غیره گلهای چیلهئی پوشانیده میباشد و نیز دو سه قفس از مرغکان
کوچك خوش الحان آویزان و روی صفه که با دوسه قالیچه، دوشك
و یا لشت فرش میباشد در وسط آن هرمونیه، دلربا ، تنبور وطبله، شطرنج
کرمبورد ، قطعه وغیره وسایل ساعت تیری دیده میشود. در گوشه از
صحنه ظرف چای، منقل آتش، چلم و تنباکو، آفتابه ولگن وغیره مشاهده
شده و هم از عقب يك منظره باغ که خیلی ساده است معلوم میشود.
پرده بالا میشود :
قاسم : که تیله ها را در پیش رو گرفته و سبق های گذشته خود را
تکرار میکند طبله ها را گذاشته و میگوید:
-او مردم ! او ، بیائید که سازها سرگرفته!
لطیف : که در پهلوی او نشسته و از بسیار قطعه بازی خسته شده بود قطعه ها را به زمین زده
میگوید: تو مشغول خود باش. بزن که باز مرض از گشتایت تور خورده.
رسولخان: که حریف قطعه بازی اوست میگوید: قدرتی خدا که از عادت بد گپ خود
درینجا هم خلاصی ندارد (و میخندند.)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
