Machine transcription
صفحه ۸ ارمغان معينه
مأثرات شاعر مرحوم استاد «نزادم»
پارچۀ ذیل زادۀ احساسات رقیق سخن ور معروف ومرحوم ماجناب حاجی
محمد یحیی خان «ندادم» است که در رثای معشوقۀ خویش سروده اند .
ساقی بیا و باده که غم ترکتاز کرد گردون بجور دست تطاول دراز کرد
بر دوستی چرخ دور نگ اعتمادی نیست گر يك دو روز کار کسی را بساز کرد
عشوه مخر که حافظ شیراز گفته است « غره مشو که گربۀ عابد نماز کرد»
این زال هفت کرده تو از دیده طلاق این تیز بین که گوشۀ روبند باز کرد
بس ناشناخون شکند در حقیقت آنکه چون من وطن زساده دلی در مجاز کرد
چون خامه سر ننگون شود از انقلاب دهر آنکس که در سپید و سیه امتیاز کرد
گر تیر گی سپهر ندازد بر آگهان چون من چرا وظیفۀ شمع از گداز کرد
این داغها چه بود که بر جان من رسید
ایعنی خزان بتازه گلستان من رسید
یاری که سالها بهوایش دویدهام بس جوی خون که رفته بهجرش زدیده ام
بر فتم چو باد اگر چه بهر گلستان ولی يك گل به آب ورنگ جمالش ندیده ام
در دیده از بدیع جمالان روزگار مانند او نیامده و هیچ آفریده ام
تا بشنو م از ان لب شیر ین یکی سخن دشنام تلخ هر کس و نا کس شنیدهام
از روی بغی گل و ریش زهرخسی با دیده خار پای بخواری کشیده ام
ده سال بیشتر ز خدنگ نگاه او در خون بخاك راه بپویم طپیده ام
خونهای زهر هجر تهی کرده سالها تا يك دو روز جرعۀ وصلی چشیدهام
اکنون نگر که دهر بخواری ز من گرفت
این مرده شوی سرو قدش در کفن گرفت «لطفاً ورق بگردانید»
شاغلی «ر دشیدا»
همت بلند
از احتیاج بدرد گردون نمی روم جز بارگاه حضرت بیچون نمی روم
از تشنگی بمیرم و از همت بلند از بهر آب بدرك جیحون نمی روم
کردم بلند بیرق امیدگیر بنام خود در بیستون وخیمۀ مجنون نمی روم
صا و سرتجا ز و همین خاك آستان گر می کشی ز کوی تو بیرون نمی روم
«شیدا» بجان اگر چه رسیدم زدرد عشق
مردن خوش است نزد فلاطون نمی روم (شماره «۲۳» سال دوم)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
