Machine transcription
- ٧٦ -
در خود آن بد را نمی بینی عیان
ورنه دشمن بودهٔ خود را بجان
چون بقعر خوی خود اندر رسی
پس بدانی كز که بود آن نا کسی
( مولوی روم عليه الرحمه )
٦ ( سکندر و پیر مرد )
این طرفه حکایت است بنگر - روزی زقضا مگر سكندر
میرفت همه سپاه با او - وان حشمت و ملك و جاه با او
نا گه بخرابه گذر كرد - پیری ز خرابه سر بدر كرد
پیری نه كه آفتاب پرنور - در چشم سکندر آمد از دور
گفتا كه درين مغاك دلگیر - بیهوده نباشد اینچنین پیر
خود راند در ان مغاك چون گور - پیر از سر شغل خود نشد دور
چون بازنكرد سوی او چشم - ناگاه سکندرش بصد خشم
گفتای شده غول این گذرگاه - غافل چه نشسته درین راه
بهرچه نكردی احترامم - آخر نه سكندر است نامم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
