Machine transcription
۷۲
( مثنوی )
۱ ( در تدبیر و سیاست )
همی تا بر آید بتدبیر کار - مدارای دشمن به از کارزار
چو نتوان عدو را بقوت شکست - بنعمت بباید در فتنه بست
عدو را بجای زیان زر بریز - که احسان کند کند دندان تیز
مراعات دشمن چنان کن که دوست - مر او را بفرضت توان کند پوست
حذر کن ز پیکار کمتر کسی - که از قطره سیلاب دیدم بسی
مزن بر سپاهی ز خود بیشتر - که نتوان زدن مشت بر نیشتر
اگر زو تواناتری در نبرد - نه مردیست بر ناتوان زور کرد
اگر پیل زوری و گر شیر چنگ - بنزدیک من صلح بهتر که جنگ
چو دست از همه حیلتی در گسست - حلال است بردن بشمشیر دست
اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ - و گر جنگ خواهد عنان بر مپیچ
که گروی ببندد در کار زار - ترا قدر و قیمت شود صد هزار
و را و پای جنگ آورد در رکاب - نخواهد بمحشر از تو داور حساب
تو هم جنگ را چون کینه خواست - که با کینه در مهربانی خطاست
چو با سفله گوئی بلطف و خوشی - فزون غدرش کبرو گردنکشی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
