Machine transcription
- ٦٦ -
بیدل دلت افسرد کنون راه دگر زن * دامان غباری که نداری بکمر زن
بر ضبط نفس چند تنی فال سحر زن * خورشید عیان است تو از سایه بدر زن
چون آئینه بیزنگ شود کار تمام است
٤ (مسدس)
شاه نو روز دگر بار برافراخت علم – باغ را کرد زنزهت حسد باغ ارم
لاله را باز بپوشید قبای معلم – بر سر نرگس مخمور نهاد افسر جم
باغ را کرد دل افروز جهان را خرم
خیز ای سرو خرامنده بصحرا بخرام
تاجها ترا ز گل و لاله منور بینی – از نسیم سحری باغ معطر بینی
باغ را سر بسر از زخرمه شش پر بینی – دامن کوه پر از لالة احمر بینی
گردن و گوش چمن پر ز رو گوهر بینی
چون دلآرام من آسرو قد سیم اندام
روی بخوو جنهان شد زجمالش گلزار – زلف افشاند و فروشد نفس مشك تتار
مرغ دل گلشن رخساره اوراست هزار – تومده پند در ین فصل و ز من دست بدار
زانکه در گوش نگیرم سخنت وقت بهار
بی دلارام نگیرد دل تنگم آرام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
